پادگرد
کاور زان مژده گو که صد گل سوري به سينه داشت
دکلمه های هوشنگ ابتهاج

زان مژده گو که صد گل سوري به سينه داشت

۲۲ مهر ۱۴۰۵ · 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

با اين غروب از غم سبز چمن بگو اندوه سبزه هاي پريشان به من بگو انديشه هاي سوخته ي ارغوان بين رمز خيال سوختگان بي سخن بگو آن شد که سر به شانه ي شمشاد مي گذاشت آغوش خاک و بي کسي نسترن بگو شوق جوانه رفت ز ياد درخت پير اي باد نوبهار ز عهد کهن بگو آن آب رفته باز نيايد به جوي خشک با چشم تر ز تشنگي ياسمن بگو از ساقيان بزم طربخانه ي صبوح با خامشان غمزده ي انجمن بگو زان مژده گو که صد گل سوري به سينه داشت وين موج خون که مي زندش در دهن بگو سرو شکسته نقش دل ما بر آب زد اين ماجرا به اينه ي دل شکن بگو آن سرخ و سبز سايه بنفش و کبود شد سرو سياه من ز غروب چمن بگو

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.