

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ارغوان شاخهی همخون جداماندهی من آسمان تو چه رنگست امروز؟ آفتابیست هوا یا گرفتهست هنوز؟ من درین گوشه که از دنیا بیرونست آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه میبینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیکست که چو برمیکشم از سینه نفس نفسم را برمیگرداند ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی میماند کور سویی ز چراغی رنجور قصهپرداز شب ظلمانیست نفسم میگیرد که هوا هم اینجا زندانیست هرچه با من اینجاست رنگ رخ باخته است آفتابی هرگز گوشهی چشمی هم بر فراموشی این دخمه نیانداخته است اندرین گوشهی خاموش فراموش شده کز دم سردش هر شمعی خاموش شده یاد رنگینی در خاطر من گریه میانگیزد ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد میگرید چون دل من که چنین خونآلود هر دم از دیده فرو میریزد ارغوان این چه رازیست که هربار بهار با عزای دل ما میآید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است؟ اینچنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ میافزاید ارغوان پنجهی خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامندهی خورشید بپرس کِی برین دره غم میگذرند؟ ارغوان خوشهی خون بامدادان که کبوترها بر لب پنجرهی باز سحر غلغله میآغازند جان گلرنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که همپروازان نگران غم همپروازند ارغوان بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش شعر خونبار منی یاد رنگین رفیقانم را بر زبان داشته باش تو بخوان نغمه ناخواندهی من ارغوان شاخهی همخون جداماندهی من
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





