پادگرد
کاور #شمس_تبریزی
داستانِ ناداستان

#شمس_تبریزی

۱۴ شهریور ۱۴۰۳ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شمس بی‌قرار #سفر می‌کرد از شهری به شهری دیگر و با بزرگان و عالمان هم‌صحبت می شد گاهی ناامید می شد. گاهی نه و باز عزم سفر می کرد. در کتاب می‌خوانیم:در زمان گذشته، هر صنفی سفر می‌کرد و ساکن شهری می‌شد درخانه همان صنف منزل می‌کرد. مثلاً یک قاضی در خانه‌ی قاضی ساکن می شد و طبیعی است صوفیان در خانقاه اما شمس امتناع می‌کرد. موحد می گوید خانقاه تبدیل به باشگاه خوشگذرانی شده بود عیش و طرب بود و کار هم نمی‌کردند. معمول بود صوفیان #سبزک می‌کشیدند همان #حشیش خودمان اما #شمس مخالف رفتار صوفیان بود..

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.