پادگرد
کاور گزنه؛ آتشِ سردِ عشق، یازده از یازده (پایان)
داستان های تاریخی

گزنه؛ آتشِ سردِ عشق، یازده از یازده (پایان)

۱۴ آبان ۱۴۰۰

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چکیده‌ی اپیزود یازدهم از گزنه (پایانی)؛ زمان دل‌کندن از کسب تجربه‌ است. پدر نویسنده‌ی نوجوان او را مجاب می‌کند تا به‌تهران برگردد؛ چرا که خودش در فکر تغییراتی است. دل‌کندن نه از کار و شهر، بلکه از عشق دوران نوجوانیش اصلاً کار آسانی نیست، اما بی‌چون و چرا باید دستور پدر را اطاعت کند. تو گویی تلخی‌ها را پایانی نیست…! در آینده چه میشود؟ همراه قجرتایم باشید. خودم‌رو از اونچه که بودم، حقيرتر و ناچیزتر تصور کردم…! نویسنده؛ جعفر شهری باف راوی؛ فرهاد مهرآبادی برای حمایت از صدای قجرتایم؛ لینک پادکست‌های ما را با دوستان و خانوادۀ محترم خود به اشتراک بگذارید، سپاسگزاریم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.