

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ماجرای اول : نیکول فکر میکرد با فرار به یه شهر جدید میتونه یه نفس راحت بکشه، اما خبر نداشت تکنولوژی دشمن جونش شده! نیکول از دست نامزد خشنش فرار کرد، اما قاتل با یه ردیاب GPS قدمبهقدم دنبالش بود و نقشهی شومش رو عملی کرد. این پرونده نشون میده گاهی ترسناکترین آدما، همونایی هستن که یه روزی عاشقشون بودیم. پرونده دوم: جیمی لایادی تو دام مردی افتاد که حتی اسم و هویتش هم واقعی نبود؛ کسی که قدمبهقدم برای تصاحب زندگیش نقشه کشیده بود. پرونده سوم : دوست یا دشمن؟ جک ایروین، کهنهسرباز ۷۱ ساله، به دو زن اعتماد کرد و تمام داراییاش رو به نامشون زد، اما خبر نداشت که دارن براش نقشه میکشن. و آخرین پرونده : چطور ممکنه درِ زندان باز باشه، اما فرار نکنی؟ آدمرباهای کالین یا کولین استن با تعریف یه داستان خیالی درباره یه «سازمان» مخوف، اون رو طوری شستشوی مغزی دادن که جرئت فرار کردن نداشت! این پرونده یه کلاس درس وحشتناک درباره کنترل روان و قدرت تلقینه. داستان کامل این ۷ سال اسارت رو از دست ندید. توجه » تبلیغات این پادکست هوشمند است ، و توسط هاست به صورت اتوماتیک بارگذاری میشود .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





