پادگرد
کاور ما برادر نیستیم
چرا جنگیدم

ما برادر نیستیم

۲۷ تیر ۱۴۰۰ · 38 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پادکست‌هایی داستانی از زبان آنانی که در سوریه مقابل هم جنگیدند🟩 !قسمت سوم: ما برادر نیستیم🔻 « مردم، یکپارچه سقوط اسد رو می‌خواستند و کنترل بسیاری از مناطق هم عملا از دست دولت درآمده بود. هنوز خبری از جنگ نشده بود. دیگر داشتم خنکای حکومت اسلامی رو حس می‌کردم. هرچقدر این دولت سکولار تاخت و تاز کرده بود، بس بود. آن روزها با ابوجعفر، در مورد بعد از سقوط رژیم سوریه فکر می‌کردیم و گمان می‌کردیم که اگر سوریه هم مثل مصر، به دست اخوان المسلمین بیافتد، یک محور قوی می‌توانیم تشکیل بدیم؛ از مصر و غزه و سوریه و ترکیه. سوریه محل اتصال این محور بود. این جوری می‌توانستیم کمر ببندیم برای شکستن کمر یهود که در محاصره‌ی این محور اخوانی قرار می‌گرفت.» کاری از بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف💠 برای اطلاعات بیشتر به کانال تلگرام ما مراجعه بفرمایید🌐 https://t.me/OmatVahedeh

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.