

چراغ خواب | صداهای والدن | داستان قبل از خواب | قصههای آرام برای خواب آرام
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ · 18 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
به چراغ خواب خوش اومدی. در این قسمت، یک روز آرام را در کنار دریاچهی والدن دنبال میکنیم؛ جایی در میان جنگل، کنار کلبهی کوچکی که ثورو حدود دویست سال پیش در آن زندگی میکرد. از صبح شروع میکنیم؛ از نور آفتاب میان درختها، کلبهای ساده و ساعاتی که آرامآرام میگذرند. بعد، صدای قطاری که از دوردست عبور میکند،صدای گاریها و گاوی که از دشت دور شنیده میشود. با نزدیک شدن شب، جنگل آرامتر میشود. پرندهها ساکت میشوند، جغدها از دور صدا میکنند و کنار دریاچه، صدای قورباغهها در تاریکی ادامه پیدا میکند. این قصه برای شنیدن قبل از خواب ساخته شده؛ بدون هیجان و اتفاقهای بزرگ، فقط یک روز آرام در جنگل و شبی آرام کنار دریاچه. اگر از این قصه خوشت اومد، میتونی برای قسمتهای بعدی هم با چراغ خواب همراه باشی. #چراغ_خواب #قصه_قبل_از_خواب #داستان_آرام #پادکست_خواب #خواب_آرام #داستان_برای_خواب #والدن #ثورو
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



