پادگرد

موضوع

درام

کاور پادکست خاتونه

پادکست خاتونه

داستان پادکست خاتونه از جایی شروع می شود که مرد جوانی منزلی را برای اجاره انتخاب کرده و پس از سکونت در آن به صورت اتفاقی اولین صفحه های گرامافون وارداتی به ایران را از انباری صاحبخانه که زنی مسن (تقریباً 200 ساله) است کشف می کند. ماجرا در شهر شیراز اتفاق می افتد. هر یک از این صفحه ها نامه ای است که مردی برای معشوقش ضبط کرده، احتمالاً از ترس این که نامه هایش به دست مخاطب نرسد. نام این مرد ناصرخان مدعی العموم است و در خلال حرف هایش با معشوق از عاشقانه های شخصی و دغدغه های اجتماعی اش که گاه مطابق با وقایع عصر ماست سخن می گوید. اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود ، صفحه های دیگری هم وجود دارند که به شکل عجیبی روایتگر عشق بین یک پسر و یک گنجشک است. با پادکست خاتونه همراه باشید تا دویست سال سفر کنیم و سیر تحول مفاهیم فلسفی ، وقایع اجتماعی و سیاسی و روابط عاشقانه را بشنویم. شما می توانید پادکست «خاتونه» را در تلگرام و به آدرس زیر سرچ کنید: @khatoonehpodcast توضیح: این پادکست به صورت کاملاً مستقل و توسط من -ناصر تهمک- نوشته ، تنظیم ، دکلمه و منتشر می شود.

کاور آکادمی نویسندگی حرفه ای شو

آکادمی نویسندگی حرفه ای شو

"آکادمی نویسندگی حرفه‌ای شو با هدف ارتقاء مهارت‌های نویسندگی و آموزش به روش‌های نوین طراحی شده است. ما اینجا هستیم تا علاوه بر ارائه آموزش‌های کاربردی، با پادکست‌های خود فضایی گرم، صمیمی و الهام‌بخش ایجاد کنیم که شما را به دنیای نویسندگی نزدیک‌تر کند."

کاور پیگرد

پیگرد

(پادکست داستانی "پیگرد"...) "سهیل سهند" 25 ساله، اخیرا در یک درگیری ناموسی به قتل رسیده است و هم‌اکنون در برزخ به سر می‌برد؛ اما بخش عجيب‌تر ماجرا اين‌جاست كه او نام خواهرش را به ياد نمی‌آورد... همان خواهری که عامل اولیه درگیری و کشته شدن او بوده است. از آن‌جایی که این فراموشی غیر عادی برای نگهبانان برزخ پذیرفتنی نیست، سهیل در محضر دادگاه محکوم به انجام "پیگردی" می‌شود. این یعنی باید در قالب یک روح به تهران برگردد و روایت‌های جذاب از زندگی انسان‌ها و دیگر وقایعِ روی زمین، تهیه کند. نویسنده و راوی: حمیدهمت‌یار اینستاگرام: _it.hamid توییتر: _ithamid

کاور کتاب زخم های متبرک

کتاب زخم های متبرک

قهرمانان داستان های واقعی پیش روی شما که در صفحات آینده کتاب به روایت لحظات رنج شیرین و زخم های متبرک شان پرداخته شده است، مردمانی هستند که در روزگاران نه چندان دور، جان برداشتند و به میدان معرکه زدند. آنها نیز همچون بسیار مردمان دیگر، جان عزیزشان برایشان شیرین بوده و هست. معنای خطر، داغ گلوله و ترکش، سرب آخته و نامردی گاز خردل را نیک می دانستند. حب نفس داشته و عشق به فرزند و خانواده و فراق مادر و خم شدن کمر پدر، از زخمی که بر می داشتند را به خوبی می دانستند. هرچند سودای بازنگشتن و پرواز به ملکوت در سرشان بود اما بازگشتند با زخم هایی که هنوز هم مونس و همراهشان است.گردآوری مصاحبه هایی که از میانه های دهه هشتاد آغاز و تا به امروز ادامه یافت ، با حمایت های بی نظیر مدیران ارشد شرکت مخابرات ایران و تهران، شورای فرهنگی ، امور ایثارگران، اداره کل روابط عمومی، انجمن اسلامی و حوزه مقاومت بسیج مخابرات منطقه تهران صورت پذیرفت و ماحصل تلاش ها شد آنچه که پیش روی شما مخاطب گرامی قرار گرفته است. گفت و گو با بیش از 50 تن از جانبازانی که بصورت مجزا به خوانش مصاحبه های هریک در رادیو مخابرات تهر

کاور کیم کست

کیم کست

کیم کست ، واسه وقتاییه که میخوای بخوابی ، واسه وقتایی که احساس تنهایی میکنی ، وقتایی که دلت میخواد حرف بزنی وقتایی که دنبال یه چیزی هستی تا حواستو برای چند دقیقه پرت کنی و به چیزی فکر ، نکنی ... وقتایی که دلت میخواد رفیق جدید پیدا کنی . . . درواقع ♥️اگه درون‌گرایی ، اگه میان‌گرایی ، اگه برون‌گرایی ؛ اینجا واسه توعه رفیق