

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
این قسمت، قصهی کسیه که “بزرگ بوده و از اهالی امروز بوده و هست “ آره، میریم سراغ یکی از متفاوتترین شعرهای سهراب. شعری که انگار یه دوستِ نایاب رو توصیف میکنه؛ از اونایی که کم پیدا میشن، ولی اگه باشن، بودنشون لحنِ آب رو به زمین یاد میده. سهراب توی این شعر از یه انسان ایدهآل میگه؛ کسی که با «تمام افقهای باز نسبت داره»، یعنی ذهنش بازه، دلش بازه، نگاش بازه. تحلیلهای ادبی میگن این “دوست”، فقط یه آدم نیست، یه جور آرمانه؛ یه جور نگاه انسانی و بیادعا به دنیا. تو این اپیزود، شعرو نه فقط میشنویم، بلکه مزهمزهش میکنیم. اگه حس کردی یهذره حالتو خوب کرد، بفرستش برای یه دوست واقعی. یا اون دوستی که هنوز پیداش نکردی. من پیداش کردم امیدوارم یه روز تو هم پیداش کنی این شعر تقدیم میکنم به این دوست با کمال احترام و ادب این رو بدون که به این راحتی ها پیدا نمیشه ولی وقتی پیدا بشه دیگه گم نمیشه حتی اگر بره….. روایت هست که سهراب این شعر رو در مورد فروغ فرخ زاد خونده صحت این روایت مشخص نیست ولی در بزرگی معرفت سهراب و بزرگی و حضور کنونی فروغ فرخ زاد در دل آدم ها هم شکی نیست.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.



