پادگرد
کاور اضطراب دشت
با.زی.گوش

اضطراب دشت

۲۸ مرداد ۱۴۰۵ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اپیزود ۲: اضطرابِ دشت | چرا ذهن ما دائم بدترین سناریو رو می‌سازه؟ تا حالا برات پیش اومده؟ فقط یه صدای تقِ کوچیک توی سکوت، یه ایمیل کاری با موضوع مبهم، موعد یه قسط، یا حتی یه پیام نصفه‌نیمه از یه همکار… یهو ضربان قلبت بالا می‌ره، معده‌ت جمع می‌شه و مغزت با سرعت نور شروع می‌کنه به ساختن وحشتناک‌ترین فیلم‌های ترسناک از آینده! از بیرون شاید همه‌چیز آروم باشه و نشسته باشی توی اتاقت با یه فنجان چای، اما از درون چی؟ انگار وسط یک دشت تاریک گیر افتادی و هر لحظه قراره یه شکارچی از پشت علف‌ها بپره روت. ما توی دومین اپیزود «با.زی.گوش»، رفتیم سراغ همین سیستم هشدار قدیمی: اضطرابِ دشت و سوگیری منفی‌نگری. چرا مغز ما برای «آرامش» طراحی نشده و فقط به «بقا» فکر می‌کنه؟ چطور اجداد ما با جدی گرفتن کوچک‌ترین خش‌خشِ علف‌ها زنده موندن و این میراث رو به ما دادن؟ و چرا امروز، هر صدای کوچیک یا ابهامی رو با خطر مرگ اشتباه می‌گیریم؟ توی این قسمت، با روایت «بازی‌گو»، برمی‌گردیم به غروب یک دشت باستانی؛ جایی که سیستم جنگ و گریز شکل گرفت تا بفهمیم چرا ذهنمون جاهای خالی رو به‌جای گل و پروانه، با فاجعه پر می‌کنه. و مهم‌تر از همه، چطور با یک نگاه بازیگوش و مهربان، به مغزمون یادآوری کنیم که الان توی اتاقیم و هیچ پلنگی در کار نیست! میزبان: تیم زی موسیقی: Raga - Dance of Music - Aakash Gandhi Signal to Noise - Scott Buckley The Long Dark - Scott Buckley Iamlamprey - Lift Me Through Lift In Motion - Scott Buckley (راستی، دفعه بعدی که ذهنت رفت روی حالت دشت و شروع کرد به سناریوسازی، تونستی بهش لبخند بزنی و بگی «چای کنارمونه رفیق، پلنگی نیست»؟ حتماً برامون بنویس چه حسی داشت! ما منتظر شنیدن تجربه‌هاتون هستیم.) «با.زی.گوش» جایی برای ترکیب آگاهی و بازیگوشیه؛ جایی که می‌خوایم یاد بگیریم چطور در شلوغی روزمره، خودمون رو گم نکنیم. خوشحالیم که توی این مسیر همراه ما هستید. میزبان: تیم زی پیج اینستاگرام زی کانال تلگرام زی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.