پادگرد
کاور نفس برآمد و کام از تو برنمی‌آید ۲۳۷
رواق

نفس برآمد و کام از تو برنمی‌آید ۲۳۷

۴ اسفند ۱۴۰۳ · 1 ساعت و 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۲۳۷ مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن نفس برآمد و کام از تو برنمی‌آيد فغان که بخت من از خواب درنمی‌آيد صبا به چشم من انداخت خاکی از کوی(ت)ش (چنان به حسرت خاک در تو می‌میرم) که آب زندگيم در نظر نمی‌آيد قد بلند تو را تا به بر نمی‌گيرم درخت کام و مرادم به بر نمی‌آيد در اين خيال به سر شد زمان عمر و هنوز بلای زلف (درازت) سياهت به سر نمی‌آيد مقيم زلف تو شد دل که خوش سوادی ديد وز آن غريب بلاکش خبر نمی‌آيد ز شست صدق گشادم هزار تير دعا ولی چه سود يکی کارگر نمی‌آيد کمینه شرط وفا ترک سر بود حافظ برو اگر ز تو این کار برنمی‌آید ابیاتی که در این تصحیح نیاورده‌ایم ز بس که شد دل حافظ رميده از همه‌کس کنون ز حلقه‌ی زلفت به در نمی‌آيد بسم حکايت دل هست با نسيم سحر ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آيد (فدای دوست نکردیم عمر و مال و دریغ که کار عشق ز ما اینقدر نمی‌آید) مگر به روی دلارای يار ما ور نی به هيچ وجه دگر کار برنمی‌آيد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.