پادگرد
کاور آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز • اونیک
آواهای کم شنیده از دیروز تا امروز

آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز • اونیک

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

تهیه کننده و مجریان: میترا خلعتبری / اسکندر آبادی پخش شده از بخش فارسی دویچه وله در آلمان تاریخ انتشار پادکست: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ copyright ©Deutsche Welle در پادکست این هفته "آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز" از خواننده ای قدیمی به نام اونیک گفته‌ایم. از او ترانه "می‌تونی مشت منو وا بکنی" را انتخاب کرده‌ایم که در سال ۱۳۵۰ بسیار مورد استقبال قرار گرفته بود. اونیک یکی از اعضای گروه موسیقی "شش و هشت" بود که توسط پرویز مقصدی تشکیل شده بود. سایر اعضای گروه عبارت بودند از ماسیس، داریوش، ناصر صبوری، کیوان، افشین، نلی، ویلسون و دینامیک. قطعه "می‌تونی مشت منو وا بکنی" با صدای اونیک که در پادکست این هفته "آواهای کم‌شنیده از دیروز تا امروز" برایتان انتخاب کرده‌ایم ، یکی از نخستین ترانه‌های گروه موسیقی "شش و هشت" بود که با پخش آن در ابتدای تابستان ۱۳۵۰ بسیار مورد استقبال قرار گرفته بود. اونیک به جز خوانندگی، از نوازندگان ساز ماندولین هم بود. ماندولین سازی است کوچک‌تر از گیتار و تا حدی گلابی‌ شکل و دارای هشت سیم است که دوبه‌دو به هم جفت شده‌اند. یکی دیگر از قطعاتی که اونیک ساخت و آن را داریوش اجرا کرد و بسیار پرطرفدار شد، ترانه "غم اومده خونه من، انگشتو بر در می زنه" بود. اونیک علاوه بر داریوش، برای خوانندگان مطرح دیگری هم چون گوگوش، ویگن و .... هم ترانه ساخته بود. سال ها پیش کیوان، خواننده قدیمی در گفت و گو مینو صابری درباره اونیک گفته بود: «اونیک یک کتابفروشی سر قوام‌السلطنه داشت که با برادرش شریک بود. خانه‌اش هم نزدیک پارک ساعی بود و با مادرش زندگی می‌کرد. تا آخر عمر هم ازدواج نکرد. گاهی که می‌دیدمش آهنگ‌های رشید بهبوداف را زمزمه می‌کرد. بعد از مدتی شنیدم فوت کرد. ناراحتی قلبی داشت و چند سال پیش از مرگش، قلبش را عمل کرده بود.»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.