

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آنتونی با لجاجت و خوددرگیری هرچه تمام و علیرغم توصیهی مارگارت باز هم با ورونیکا قرار میگذارد ولی به دفعات در برخورد حضوریِ با او برخورد سردی میبیند. او آرام با خود فکر میکند که نکند بعد چهل سال باز هم درگیری عاطفی با او پیدا کردهاست؟ او خاطرات جدیدی را به یاد میآورد... رها شدن از چنگ خاطرات اگر حافظهی خوبی هم داشته باشی، سخت است و اگر بد هم باشند، خود مکافات است. زمان چیزی را تغییر نمیدهد. در این پُست قست چهارم از فصل دوم رُمان «درک یک پایان» را میشنویم. رُمـــان درک یک پایان نوشتهی: جولین بارنز ۱۹۴۶ Julian Barnes فصل دو / قسمت چهارم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





