

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
درسگفتارهای خوانش و شرح مقالات شمس تبریزی؛ هدیه به معشوق. در این درسگفتار به بررسی یکی از مشهورترین متون مطرح شده در مقالات شمس می پردازیم. شمس تبریزی بیان می کند که عاشق راستین، همه چیز را از یار و برای یار می داند. عشق، راز هستی است. | متن مقالات | اگر از جسم بگذری و به جان رسی، به حادثی رسیده باشی. حق قدیم است، از کجا یابد حادث، قدیم را؟ ما للتراب و رب الارباب؟ نزد تو آنچه بدان بجهی و برهی، جان است؛ و آنگه اگر جان بر کف نهی، چه کرده باشی؟ عاشقانت بر تو تحفه اگر جان آرند به سر تو که همه زیره به کرمان آرند زیره به کرمان بری، چه قیمت و چه نرخ و چه آب روی آرد؟ چون چنین بارگاهی است. اکنون او بی نیاز است، تو نیاز ببر که بی نیاز، نیاز دوست دارد. به واسطه آن نیاز از میان این حوادث ناگاه، بجهی. از قدیم چیزی به تو پیوندد و آن عشق است. دام عشق آمد و در او پیچید که یحبونه، تاثیر یحبهم است. از آن قدیم، قدیم را ببینی و هو یدرک الابصار. این است تمامی این سخن که تمامش نیست؛ الی یوم القیامه تمام نخواهد شد. | واژه نامه | قدیم = ازلی؛ پیشین؛ خلق نشده (به مفهوم چیزی که خلق نشده و خود خالق است: خداوند یکتا) حادث = جدید؛ تازه؛ پیشامد؛ مخلوق (به مفهوم چیزی که خلق شده و مخلوق است: تمامی مخلوقات، حادث محسوب می شوند) جان = روح؛ روان؛ نفس؛ هوش | نوازنده سه تار: امیرسالار صحراییان | کانال یوتیوب https://youtube.com/@shams_academy دسترسی به مقاله ها و کتاب ها https://aliiranmanesh.com/articles حمایت از آکادمی شمس https://aliiranmanesh.com/merch
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





