

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
درسگفتارهای خوانش و شرح مقالات شمس تبریزی؛ غریب و قریب. | متن مقالات | از عهد خردگی، این داعی را واقعه ای عجب افتاده بود. کس از حال داعی، واقف نی؛ پدر از حال من، واقف نی. می گفت: تو اولا دیوانه نیستی. نمی دانم چه روش داری. تربیت ریاضت هم نیست. و فلان نیست... گفتم یک سخن از من بشنو: تو با من چنانی که خایه بط را زیر مرغ خانگی نهادند، پرورد و بط بچگان برون آورد. بط بچگان کلان ترک شدند. با مادر به لب جو آمدند. در آب درآمدند. مادرشان مرغ خانگی است. لب لب جو می رود؛ امکان درآمدن در آب، نی. اکنون ای پدر! من دریا می بینم مرکب من شده است. و وطن و حال من این است. اگر تو از منی یا من از توام، درآ در این دریا. و اگر نه، برو بر مرغان خانگی. | واژه نامه | عهد= زمان خردگی = خردسالی؛ کودکی داعی = دعاگو (شمس در اینجا از سر تواضع، خود را دعاگو می نامد) واقف = (در اینجا به معنی) باخبر؛ آگاه؛ مطلع نی = نیست خایه = خاگینه؛ تخم پرندگان تخم گذار کلان = بزرگ کلان ترک شدند = کمی بزرگ شدند (کاف تصغیر در انتهای کلان تر، دلالت بر این دارد که کمی رشد کردند و بزرگ تر شدند) درآمدن = وارد شدن بط = مرغابی لب لب جو = حاشیه و کناره جوی آب لب لب جو می رود = کنار جوی آب (یا رودخانه) راه می رود ولی (از سر ترس) داخل آب نمی رود. | نوازنده سه تار: امیرسالار صحراییان | کانال یوتیوب https://youtube.com/@shams_academy دسترسی به مقاله ها و کتاب ها https://aliiranmanesh.com/articles حمایت از آکادمی شمس https://aliiranmanesh.com/merch
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





