پادگرد
کاور حکم عاشق کش
آکادمی شمس

حکم عاشق کش

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

درسگفتارهای خوانش و شرح مقالات شمس تبریزی؛ حکم عاشق کش. | متن مقالات | شیخ گفت: خلیفه منع کرده است از سماع کردن. درویش را عقده ای شد در اندرون و رنجور، افتاد. طبیب حاذق را آوردند نبض او گرفت. این علت ها و اسباب که خوانده بود، ندید. درویش وفات یافت. طبیب بشکافت گور او را و سینه او را و عقده را بیرون آورد. همچون عقیق بود. آن را به وقت حاجت بفروخت. دست به دست رفت به خلیفه رسید. خلیفه آن را نگین انگشتری ساخت؛ می داشت در انگشت. روزی در سماع فرو نگریست، جامه آلوده دید از خون. چون نظر کرد، هیچ جراحتی ندید. دست برد به انگشتری، نگین را دید گداخته. خصمان را که فروخته بودند باز طلبید، تا به طبیب برسید. طبیب احوال باز گفت: ره ره چو چکیده خون ببینی جایی پی بر که به چشم من برون آرد سر | واژه نامه | عقده = گره؛ در اینجا به معنی غده رنجور = بیمار وفات یافت = فوت کرد حاذق (در برخی گویش ها، حادق تلفظ می شود) = باتجربه؛ مجرب حاجت = نیاز می داشت در انگشت = (انگشتر را) به انگشت خود می انداخت گداخته = مذاب؛ مایع؛ در اینجا به معنی آغشته به خون خصم = دشمن؛ در اینجا به معنی طرف معامله و فروشنده | نوازنده سه تار: امیرسالار صحراییان | کانال یوتیوب https://youtube.com/@shams_academy دسترسی به مقاله ها و کتاب ها https://aliiranmanesh.com/articles حمایت از آکادمی شمس https://aliiranmanesh.com/merch

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.