پادگرد
کاور قسمت 10 - داستان پدربزرگ مهربان
آب در کوزه و ما

قسمت 10 - داستان پدربزرگ مهربان

۳۰ تیر ۱۴۰۱ · 44 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

انگار من و بهمن هم همراه شانیا یاد می‌گرفتیم و رشد می‌کردیم، چون خیلی چیزها را از جنبه تازه‌ای می‌دیدیم. الهام بچه‌ها را پر از استعداد و توانایی می‌دید، استعدادهایی که باید کشف می‌شدند و کار هیجان‌انگیز کشف آن‌ها قبل از همه به عهده ما والدین بود. اولین کشفی که درباره شانیا کردم، استعداد موسیقی‌اش بود. کافی بود که شانیا یک بار ترانه‌ای را بشنود، تا آن را بدون نقص بخواند.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.