
قسمت ۲۴ - حرف من اینه
۱۹ آبان ۱۴۰۱ · 16 دقیقه
چه اتفاقات جالب و هیجان انگیزی در این چند ماهه افتاده بود نیلی که پیش دبستانی را با حسادت ورزیدن و آزار و اذیت شانیا شروع کرده بود، به چه دختر ماه و با ادبی تبدیل شده بود شاید هم

از در پادگرد
بهشته که مادری است جوان، و دختر خردسالی به نام شانیا دارد، بسیار نگران مشکلات تربیتی فرزند خود است. او که خود نیز در کودکی مشکلات فراوانی را تجربه کرده نمیخواهد فرزندش هم چون او دچار همان دغدغهها یا مشکلات بیشتری شود. ولی در اولین روز…
معرفی پادکست
اگر میخواهی آب در کوزه و ما را بهتر بشناسی، نقطهٔ شروعش در آرشیو پادگرد به ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ میرسد. این برنامه از PersianBMS حالا ۲۴ اپیزود در موضوع کودک و خانواده، فرزندپروری دارد.
بهطور میانگین هر ۸ روز یک اپیزود تازه منتشر کرده؛ از آخرین انتشارش ۱٬۴۴۵ روز میگذرد؛ مجموع زمان اپیزودهای ثبتشدهاش نزدیک به ۴۴۸ دقیقه است؛ ریتم انتشار پرکار و نسبتاً منظمی داشته است.
برای دنبالکردن آب در کوزه و ما میتوانی سراغ کستباکس بروی.
صفحههای مرتبط: PersianBMS؛ کودک و خانواده، فرزندپروری

۱۹ آبان ۱۴۰۱ · 16 دقیقه
چه اتفاقات جالب و هیجان انگیزی در این چند ماهه افتاده بود نیلی که پیش دبستانی را با حسادت ورزیدن و آزار و اذیت شانیا شروع کرده بود، به چه دختر ماه و با ادبی تبدیل شده بود شاید هم

۱۲ آبان ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
با این که همه چیز را از قبل به دقت آماده کرده بودم، باز هم دلشوره داشتم. به خصوص که قرار شده بود من برای اولین بار اداره جمع را به عهده بگیرم و این، با اولین باری که قرار بود

۲۸ مهر ۱۴۰۱ · 18 دقیقه
شادی و جنب و جوش کلاسهای شانیا به زندگی من و بهمن و علی هم رنگ و بوی تازهای داده بود. محبت و همبستگی بیشتری در خانواده ما به وجود آمده بود و همه خوشحالتر بودیم و بیشتر از

۲۱ مهر ۱۴۰۱ · 16 دقیقه
پیک نیکی که برای دوستی و صمیمیت بیشتر بچهها و همین طور صحبت درباره مسائل تربیتی ترتیب داده بودیم، به خوبی پیش رفت. درباره این صحبت کردیم که در هر جامعهای بچهها مهم ترین امانت و

۱۴ مهر ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
خوشبختانه دوستی با الهام درهای جدیدی را به روی من باز کرده و در واقع زندگی همه ما رو به نحو مطلوبی تغییر داده بود. به نظرم میرسید که مادر نیلی هم احتیاج به کمک داره. به همین دلیل

۳۱ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
اما بحران دیگری در پیش بود. این بار نیلی گردن بند گرانقیمت مادرش را به مدرسه آورده و به بچهها نشان داده بود. بعد هم مدعی شده بود که شانیا با همدستی سارا آن را برداشته است. خدا

۲۴ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
تشویق های ما باعث شد که شانیا در مدرسه هم بتواند به کمک این توانائی که داشت، مورد توجه قرار بگیرد و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند. اما چیز دیگری را هم فهمیده بودیم، این که در کنار

۱۷ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
از همه عجیبتر ماجرای آن روز بود. مادر نیلی زنگ زده بود که میخواهد سی دی هایی را که به او امانت داده بودم، پس بدهد. نیلی همکلاسی شانیا بود که به او حسادت میکرد و دلش میخواست

۱۰ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
گرما و نور زیادی به زندگی ما تابیده بود که به هیچ وجه نمیخواستم آن را از دست بدهم. برای همین نمیتوانستم از خبر اضافه کاری بهمن که تا چند ماه قبل خبر بسیار خوبی به شمار میآمد و

۳ شهریور ۱۴۰۱ · 17 دقیقه
من هم مثل خیلیهای دیگر فکر میکردم پدر و مادر خوب آنهایی هستند که نگذارند بچههایشان از نظر خوراک و پوشاک و بهداشت و وسائل تحصیل کمبودی داشته باشند. فکر میکردم خوشبختی بچهها
جزئیات اسپانسرها با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاآرشیو و تحلیل میهمانان با بستهٔ تحلیلی پادگرد فعال میشود.
مشاهدهٔ بستههاهنوز نظری نوشته نشده.
نقشهٔ ارتباطات پادگرد
برای دیدن این بخش وارد حساب پادکستری شو و پادکستت را کلیم کن. کاربران پادکستر سهمیهٔ هفتگی محدودی دارند و بستههای حرفهای دسترسی بیشتری میدهند.
آمار شنیدهشدن، دنبالکنندهها و مسیر رشد این پادکست را با یک حساب رایگان ببین.
برای ادامهٔ شنیدن
بر پایهٔ موضوعها، سازندگان، معرفی پادکست و محتوای اپیزودها