

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شانیا و علی از این که قرار بود به خانهی مادربزرگشان بروند، خیلی خوشحال بودند، چون مادر بهمن تقریبا" همهی خواستههای آنها را برآورده میکرد، چیزی که به نظر من همیشه هم خوب نبود، اما با وجود خواهشهای من حاضر نبود هیچ تغییری در رویهی خود بدهد. او دوست نداشت به نوههایش «نه» بگوید و من هم کار زیادی از دستم بر نمیآمد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





