
1060- تو را از چیزهای عظیم و مخفی که آنها راندانسته های مخبر خواهم ساخت
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ · 30 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: نازنین نازنین: درود و صد درود به شما شنوندگان پر امید برنامه ی زنان امید/ امیدوارم که حال دلتون خوش باشه/من نازنین هستم و به همراه دوست عزیزم مژگان / با یه برنامه دیگه همراهتون هستیم. مژگان: منم درو میفرستم به شما شنوندگان عزیز و دوست داشتنی / خیلی خوشحالم که یه بار دیگه مهمون دلای گرم و پرامیدتون هستیم/ امروز میخوایم راجع به کهن الگوهای زندگی صحبت کنیم و به کتاب عالی و مفید سفر قهرمانی/ که کهن الگوهای زندگی رو بسیار زیبا / شرح داده /سری بزنیم و ببینیم این سفر برای ما /بعنوان یک مسیحی چه طور هست؟ نازنین: در این کتاب نویسنده به کهن الگوهایی اشاره میکنه که در واقع یک تجربه ی همگانیه / به نوعی همه ی ما این مراحل رو در زندگی پشت سر میذاریم/ این کهن الگوهایی که میخوایم ازشون حرف بزنیم در واقع / اون دسته از الگو های مشترکی هستن که تو طول تاریخ در خودآگاه بشر شکل گرفته/و بعد/ سینه به سینه/ نسل به نسل/ به ناخودآگاه بشر امروز منتقل شده/میشه اون ها رو به عنوان یه موهبت جمعی/ الگوی جمعی/ و یا ابزار جمعی، در نظر گرفت/ که از نیاکان بشربه او/ به یادگار رسیده./ کهن الگوها در واقع ساختارهای عمیق روان/ و ساختارهای اجتماعی هستن/ مژگان: همه ی ما در مرحله اول کودک معصومی هستیم که تو یه دنیایی بدون مشکل زندگی می کنیم.شاید بپرسید کودک معصوم کیه؟ کودک معصوم کسیه که با تفکرات خوشبینانه به دنیا نگاه میکنه/انتظار اینو داره که همه حمایتش کنن/ انتظار این و داره که جهان جای امنی باشه// به اصطلاح بهشت امنش باشه/مثل آدم و حوا تو باغ عدن/ که محیط امن زندگیشون بود/ و از این رو به بهشت تمثیل شده که / اونجا همه نعمت ها و موهبت ها و هرآنچه که نیازه/ آشنا و راحت و در دسترسه/. هیچ غمی نیست، و زیانی پیدا نمی شه/ و در «آغوش امن الهی» روزگار می گذره. تمام نیازها تو بهشت برطرف می شه// نازنین: برای کودک معصوم/ همه چی خوبه/راضیه/ اما وقتی مه کنار میره وبا دنیای واقعی آشنا میشه/ در واقع اونجاست/ که خودشو تنها میبینه /و به این مرحله میگن کودک یتیم/ یعنی اون میفهمه که جهان بزرگه و او اونقدر ها بزرگ نیست/جهان قدرتمنده و او اونقدر ها قدرتمند نیست/ چرا که ما درد وحس میکنیم/ رنجو حس میکنیم/ و به انتظاراتی واقع بینانه / درباره ی دنیا و دیگران میرسیم/ و اینجاست که جوابهای مختلف میشنویم/ جوابی که شیطان به سوالای ما میده/ اینکه تو هیچ کس نیستی/ این که تو هدفی نداری تو زندگیتو / خلقتت باطل بوده/ و در مقابل جوابایی که خدا میده/ تو فرزند من هستی/ من قبل از خلقت دنیا برای تو برنامه ریزی کرده بودم/ خلقت تو هدف داشته/ و همیشه دختر یا پسر محبوب منی/ عزیزان /این ماییم که انتخاب میکنیم به کدوم یکی از صداها گوش بدیم/ خدا یا شیطان/ مژگان: نمیدونم درسته یا نه/ ولی تجربه و زندگی بهم نشون داده/ که ما آدما هرچه قدرم که ثروتمند باشیم/ هر قدرم که شغل خوب و آسایش داشته باشیم/تو هر سنی/ تو هر موقعیتی/سطح اجتماعی/ هر جا می تونه/ دلایل زیادی داشته باشه برای ناراحت بودن و ناراضی بودن/ همینطور میتونه دلایل زیادی وجود داشته باشه برای خوشحال یا راضی بودن/ ولی چون ناراحت بودن و ناراضی بودن /غر زدن /راحت تره/ خیلی هامون این راهو انتخاب میکنن//
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
