
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: نازنین نازنین : سلام سلامی گرم به شما زنان نازنین امید/ به برنامه خودتون خوش اومدین/ من نازنین هستم و به همراه همکارم مژگان با یه برنامه دیگه با موضوع نگرش در خدمت شما هستیم مژگان: درود بر شما عزیزان امیدوارم حال دلتون خوب باشه. منم مژگانم و امیدوارم که از برنامه امروز ما لذت ببرید نازنین: یکی از دوستام خیلی که اهل ادب و کتاب و مطالعه هست/ اینو هم بگم که پناهنده هست و زندگی رو مثل همه اونهایی که به ناچار خارج از کشور هستن / به سختی سپری میکنه/ چند وقت پیش وقت دادگاه داشت و من بعنوان مترجم رفتم اونجا/ قاضی ازش پرسید چه درخواستی داری/ اون گفت: دولت کشورم هویتم رو از من گرفته/ من به هویت اجتیاج دارم/ چیزی که حق هر انسان هست. مژگان: چه جمله تاثیر گذاری / خوب قاضی چی گفت: پرونده با موفقیت انجام شد؟ / نازنین: تا جایی که من مطلعه هستم هنوز منتظره پاسخه/ آمین که جواب مثبت میاد// مژگان: آمین نازنین: آمین/ بعد از اون روز ازش پرسیدم چرا گفتی هویت میخوای/ چون افراد کمی هستن که به این موضوع فکر کنن و توی دادگاه این جمله رو بگن مژگان: آره واقعا/ منم میخواستم همین رو بپرسم/ چه جوابی داد؟/ نازنین: اون بهم گفت باید یه داستانی رو برات بگم و شروع کرد به تعریف و گفت: چند روز پیش به دنبال مدارک تحصیلیم بودم /که به شناسنامه ام رسیدم /که بی رنگ و کهنه شده بود/ اونو برداشتم و ورق زدم / چند برگ کاغذ جلد شده / که تو بالای صفحه اول نوشته شده بود شناسنامه/ زیر اون عکس بیجانی از من بود/ که یادگاریه سالهای گذشته اس / مال زمان حدود 18 سالگیم// که اون عکس هم مثل خود شناسنامم دیگه تازه نیست کهنه و بی رنگ و رو شده/ زیر اونها نوشتهشده آقا/خانم ..... در تاریخ .... در شهر .... به دنیا آمد و اینکه من / فرزند آقای ..... و خانم .... هستم / دقت کردم دیدم تا اینجاش رو من میدونم/ اما چیزی که برام تازگی داشت این بود که نمیدونستم من دلیل وجود خودم نیستم / و باید موجودیت منو کس دیگری به واسطه مهر و یا امضایی تصدیق کنه/اینو از اینجا متوجه شدم که تو پایینِ / همین صفحه ی تولد/ یک موجود دیگه ای وجود منو تصدیق کرده و با مهر و امضایی شهادت داده که من متولد شدم/ و خودم هم از اینجا فهمیدم که من به دنیا اومدم/ توی صفحه بعد نوشته بود خلاصه ازدواج و طلاق/ وقتی بیشتر دقت کردم فهمیدم/ این صفحه/ صفحهای یه که / نماینده شادی یا غم / کامرانی یا ناکامی رابطه یکعمرم هست / به این که چی در این مدت به سرم اومده و چیکار کردم// فهمیدم اگر توی اون صفحه کوچک چیزی بنویسن/ یعنی / میان دو کس نکتههایی رد و بدل شده و هیجاناتی اتفاق افتاده/ و یا حتی کدورت یا صفا / بطور خلاصه / اندوه یا سرور حاصل همه اون دو صفجه بود/ بعد از اون صفحه یه برگ هم به صفحه آخر منگنه شده بود/ برگه رای و کوپن و ..../ و توش / چند مهر رنگی خود نمایی میکرد/ مهر هایی که بابت انتخابات خورده بود/ انتخابهایی رو انجام داده بودم که شاید بتونم وضع مردم کشورم رو بهتر کنم/ و مردم این همه ناراحتی و غم نداشته باشتن/ اما دریغ از یکم بهتر شدن// این یعنی انتخاب های من همه اشتباه و بی نتیجه بود// بالاخره به صفحه آخر این دفتر زندگی رسیدم/ نوشته بودن مرگ// با خودم گفتم / انسانی که تمام هستیش/ توی دو صفحه که از کف دست بزرگتر نیست جا میشه/ انسانی که طی روزگار و گذشت عمر هرگز معنا و مفهومی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
