

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
فقط ده دقیقه طول میکشید. بدون بیهوشی، بدون اتاق عملِ استریل و فقط با یک ابزارِ ساده که در آشپزخانهها برای خرد کردن یخ استفاده میشد. در دهه ۱۹۴۰، دکتر «والتر فریمَن» با ونِ زرد رنگش دور آمریکا میچرخید و به مردم قولِ یک معجزه میداد: «پایانِ تمامِ غمها و اضطرابها». او با یخشکنِ معروفش، سیمهایِ «رنج» را در مغز قطع میکرد، اما همزمان سیمهای «شور»، «تخیل» و «عشق» را هم برای همیشه خاموش میکرد. اما داستانِ والتر فریمن با مرگش تمام نشد. در اپیزود شانزدهم «زیرآبی»، ما به تاریکترین اتاقهایِ تاریخِ روانپزشکی سر میزنیم و پروندهی خونینِ «لوبوتومی» را باز میکنیم. از سرنوشتِ تلخِ «رزماری کِنِدی» میگوییم و بعد، دوربین را میچرخانیم سمتِ خودمان. آیا ما امروز، با پناه بردن به اسکرولهایِ بیپایان، داروهایِ مسکّن و فرار از هرگونه غم، در حالِ اجرایِ یک «لوبوتومیِ نرم» روی خودمان نیستیم؟ هشدار: این اپیزود حاویِ توصیفاتِ صریح از جراحی و مسائلِ روانی است که ممکن است برای همه مناسب نباشد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





