

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در پاییز تاریکِ سال ۱۹۲۳، مردم آلمان به جای خریدنِ هیزم، دستههای اسکناسِ چند میلیارد مارکی را در شومینهها میسوزاندند تا خانههایشان را گرم کنند! پولها درون گونی و فرغون جابهجا میشد و قیمت یک فنجان قهوه در بیست دقیقهای که مشتری در کافه نشسته بود، دو برابر میشد. اما پشتِ این کمدیِ سیاه و جنونِ اقتصادی، یک فاجعهی روانیِ بسیار عمیقتر در حال رخ دادن بود. وقتی یک سیستم، اقتصاد را به لبهی پرتگاه میبرد، فقط جیبِ آدمها را خالی نمیکند؛ بلکه در حالِ هک کردنِ ساختار شناختیِ مغزِ آنهاست. تورمِ افسارگسیخته، با بیرحمانهترین شکلِ ممکن مفهومِ «فردا» را در ذهنِ یک ملت به دار میکشد. در این اپیزود از پادکست زیرآبی، کالبدشکافی میکنیم که چطور وقتی باوری به آینده وجود نداشته باشد، انسانِ متمدن به یک قماربازِ مضطرب تبدیل میشود که تنها استراتژیاش برای زنده ماندن، دویدنِ بیوقفه در «همین ثانیه» است.اگر این کالبدشکافی برای شما بیدارکننده بود و حس کردید تلنگری است برای توقفِ این دویدنِ فرساینده، لطفاً این اپیزود را برای دوستان و عزیزانی که زیر بارِ اضطرابِ مالیِ این روزها در حال لِه شدن هستند، ارسال کنید. شاید این کلمات به آنها یادآوری کند که ما، حتی در قعر یک اقتصادِ ویران، هنوز انسانیم. خوندنِ نظرات، تجربیات و بازخوردهاتون تو بخش کامنتها، به ما دلگرمی میده و چراغِ راهِ ما برای ساختنِ اپیزودهای بعدیه.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





