

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
چرا هر چقدر برای آدمهای سمی زندگیمان (بهویژه در خانواده) دردهایمان را توضیح میدهیم، نه تنها ما را نمیفهمند، بلکه در نهایت ما را مقصر هم میدانند؟ در این ایستگاه از پادکست زیرآبی، به سراغ یکی از پیچیدهترین، مقدسترین و در عین حال تاریکترین نهادهای بشری میرویم: خانوادهی سمی. با ورود به مسافرخانهی سردِ روستای شلزن و کالبدشکافیِ داستانِ تکاندهندهی فرانتس کافکا و نامهی صدصفحهایِ او به پدرِ دیکتاتورش، واردِ تئاترِ بیرحمِ نقشهای روانی میشویم. ما بررسی میکنیم که چگونه خانوادهها، مدیرانِ ناکارآمد و حتی ساختارهای کلان، برای پنهان کردنِ اضطرابهای خودشان، آدمها را به دو دسته تقسیم میکنند: «فرزند طلایی» که خطایی کند توجیه میشود، و «سپر بلا» که جورِ تمامِ سیستم را به دوش میکشد. در «صد صفحهی ناخوانده» با پدیدهی دردناکِ والدسازی آشنا میشویم و میفهمیم چرا ما ناخواسته تبدیل به سطل زبالهی روانی و مشاورِ والدینمان شدهایم. در نهایت، با معرفیِ ابزارهایی طلایی مثل «تکنیک سنگ خاکستری»، یاد میگیریم چطور دست از توضیح دادنِ خودمان برداریم و روحمان را از دسترسِ سیستمهای خودشیفته خارج کنیم. منتظر ماندن برای اینکه کارگردانِ یک نمایشِ سمی دیالوگهای شما را تغییر دهد، فقط عمرتان را تلف میکند؛ شما باید جسارتِ این را داشته باشید که از صحنهی نمایش پایین بیایید.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





