پادگرد
کاور رضاشاه،قسمت دهم، فصل هفتم، بخش اول: «مقدمات شکل‌گیریِ کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹»
زیباکست

رضاشاه،قسمت دهم، فصل هفتم، بخش اول: «مقدمات شکل‌گیریِ کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹»

۸ مرداد ۱۳۹۹ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آدرس اینستاگرام من: @zibacast https://instagram.com/zibacast?igshid=9oabzeypul99 از این آدرس میتونیم با هم در ارتباط باشیم ✍️خلاصه قسمت دهم «کتاب صوتی رضاشاه» | ۱۶ فروردین ۹۹ 🔹فصل "مقدمات شکل گیری کودتای ۱۲۹۹"که درحقیقت فصل هفتم "کتاب رضاشاه" را تشکیل میدهد،یکی ازاصلی‌ترین بخش‌های این کتاب را شامل می‌شود.درشش فصل قبلی، بیشترتلاش شده‌ بود تا اوضاع واحوال شرایط سیاسی، اجتماعی واقتصادی ایران مقارن با شکل‌گیری کودتا تشریح شود.بدون یک شناخت اجمالی ازوضعیت ایران درآن مقطع نمیتوان آن رویداد را تبین کرد. 🔹درترسیم سیمای کشورچند نکته اساسی مطرح شدند. ضعف سیاسی و ورشکستگی اقتصادی باورنکردنی حاکمیت وظهورقدرت‌های گریزاز مرکز. سالها می‌شد که دولت‌ها با عمر چندماهه می‌آمدند ومیرفتند بدون آنکه تغییری درآن وضعیت بوجودآید.همه بدنبال یک ناجی بودندکه بتواند ایران را ازآن وضعیت بدرآورد.روشنفکران بدنبال بیسمارک وناپلئون بودند ودر داخل هم بدنبال نادریا حتی آقا محمدخان. تنها اتفاق مثبت آن سالها انقلاب روسیه بود که به حضور روسها درایران خاتمه داده بود. اگرچه که درسال‌های اولیه بعد ازانقلاب،بلشویکها ازجنبشهای انقلابی وچپ گرا بخصوص درگیلان وآذربایجان حمایت میکردند.اما وضعیت انگلستان بسیار پیچیده شده بود.علت آن پیچیدگی هم بواسطه دوگانگی بود که درسیاست آنکشور درقبال ایران بوجود آمده بود. وزارتخارجه درلندن خواهان اجرای قرارداد۱۹۱۹ بود. اما سفارت درتهران متوجه شده بود که بواسطه ورود افکاروعقاید جدید واحساسات ناسیونالیستی درمیان قشرتحصیلکرده و بسیاری ازرجال وطنپرست، اجرا آن قراردادغیرممکن است.اما "کُرزن" وزیرخارجه که بایران همانند سایرشیخ نشینهای منطقه مینگریست به سفارت تاکیدمیکردکه به ایرانیان بفهماند بریتانیادرصورتی حاضراست بایران کمک نماید تاکشورشان ازآن وضعیت نجات پیدا کند که قرارداد۱۹۱۹رسماازسوی دولت ایران پذیرفته شود. هم سفارت درتهران،هم دولت انگلستان درلندن مهمترین دغدغه شان درایران نفت بود.هر دو ترجیح میداند که جریانات انقلابی و چپ‌‌گرا که مورد حمایت بولشویکها بودند نه درتهران ونه درهیچ کجای دیگرایران بقدرت نرسند.هردوبالطبع ترجیح می‌دادند درتهران کسانی برسرقدرت باشند که طرفدارانگلستان میبودند.با این تفاوت که سفارت هم همچون ایرانیان شاهد فروپاشی قدرت مرکزی بود. و بالاخره میرسیم به خروج نیروهای نظامی انگلستان درپایان ۱۲۹۹ ازشمال کشور شش هزارنیرویی که تا آنروزتوانسته بودند مانع حرکت جنگلی‌ها ومتحدین بولشویک شان بسمت پایتخت شوند. https://www.instagram.com/tv/B-kZCcLJ1YW/?igshid=1mmitol5pxn3c

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.