

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در هر اپیزود میزبان "یک لوزر" واقعی هستم تا بازنده بودنش رو روایت کنه./ لوزر این قسمت: زینب / "مسیر زندگی بدون درد و رنج پیش نمیره ... همیشه آدمها کنارت نیستن که کمکت کنن ... به خودت تکیه کن"در اپیزود چهاردهم از پادکست "یک لوزر" زینب داستان زندگی کاری و عاطفی خودش رو روایت میکنه. اینکه چرا و چطور از دل یک روستا به تهران مهاجرت کرد و برای مستقل شدن چه مشکلاتی رو پشت سر گذاشت. زینب برای اولینبار درباره بعضی از موضوعاتی صحبت میکنه که حتی نزدیکترین افراد زندگیش هم ازش اطلاعی ندارن.چالشهای خانوادگی، زندگی در پانسیون، تسویه نکردن با دانشگاه، رفتن به سمت منابع انسانی، شکست عاطفی، اضطراب سن، قضاوت اطرافیان و رسوا کردن یک کلاهبردار از جمله مواردی هستن که دربارهاش صحبت کردیم. برای شرکت به عنوان مهمان، همکاری و ارتباط مستقیم با پادکست "یک لوزر" از طریق تلگرام زیر اقدام کنید: https://t.me/yek_loserاینستاگرام:https://www.instagram.com/yekloser
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


