

پادکست فارسی واروونه؛ اپیزود شماره پنج، داستان دو زن؛ تکه دوم، شهلا
۸ فروردین ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 3 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پادکست فارسی واروونه | اپیزود شماره پنج، داستان دو زن؛ تکه دوم، شهلا | مهرماه ١۴٠٣ داستان دو زن؛ داستان قتل لاله سحرخیزان، همسر ناصر محمدخانی . شهلا میگه و ناصر هم یادش میاد که شهلا چهارده سالش بوده که اومده بود دم خونشون. با روپوش مدرسه. شهلا رفته بود دم مغازه ناصر و برادرش. تبلیغ مغازه رو داده بودند روزنامه و شهلا از اون طریق رفته بود دم مغازه و بعد از برادر ناصر آدرس خونه رو گرفته بود و رسیده بود به او. ناصر هم اون رو سوار ماشین کرده بود و برگردونده بود سمت خونشون. و آدرس محل تمرین رو داده بود و گفته بود برای عکس و دیدن ما بیا اینجا نه دم خونه و تمام. ارتباط اما از کی شکل میگیره سال ۱۳۷۷. شهلا حالا ۲۹ ساله است... . پادکست واروونه، هر پنجشنبه حدود بعد از ظهر منتشر میشود . متن و روایت : علی میم میکس و مسترینگ : محمد علیان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





