

پادکست فارسی واروونه؛ اپیزود هفتم، داستان مکافات و جنایت؛ تکهی اول، میترا، قسمت اول، انتخابات
۹ فروردین ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 4 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پادکست واروونه | اپیزود هفتم، داستان مکافات و جنایت ؛ تکهی اول، میترا، قسمت اول، انتخابات داستان مکافات و جنایت، داستان قتل میترا استاد، همسر دوم محمدعلی نجفی وزیر سابق آموزش و پرورش و شهردار سابق تهران ساعت نه و بیست و سه دقیقه صبح، محمدعلی نجفی گوشی موبایلش رو برمیداره و به رانندهاش زنگ میزنه که بیاد دم منزلش. تقاطع دادمان. مجتمع آرمیتا. واحد شماره 2701. فرهاد آقازاده، راننده نجفی، ساعت ده و هشت دقیقه به برج میرسه و وقتی سه بار به موبایل محمدعلی نجفی زنگ میزنه و اون جواب نمیده، میره طبقه هفتم و زنگ واحد رو میزنه. محمدعلی نجفی در رو باز میکنه و دوتا کیف مشکی و چرمی رو به اون میده و میگه توی ماشین صبر کن، باید یه نامه رو هم ببری برای زهرا. فرهاد تعجب کرده. به اون نگاه میکنه و اشاره میکنه به قوزک پای اون. میگه: جناب دکتر، داره از پاتون خون مییاد. نجفی نگاهی با پاش و گوشهی شلوارک آبی رنگش میندازه و جواب میده که چیز مهمی نیست، با میترا درگیر شدم باز. و برمیگرده داخل آپارتمان پادکست واروونه، هر پنجشنبه حدود بعدازظهر منتشر میشود متن و روایت: علی میم میکس و مسترینگ: محمد علیان
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





