

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گاهی اونقدر به حضور یه آدم عادت میکنیم که یادمون میره ممکنه پشت لبخندهاش، ترسی پنهان شده باشه؛ پشت سکوتش، حرفی مونده باشه که هیچوقت جرئت نکرده بگه؛ و پشت تمام اصرارش برای کنار ما موندن، وحشتی باشه که سالهاست باهاش زندگی میکنه. شاید مریم فقط میخواست تنها نمونه. شاید تمام اون سالها، بهجای اینکه ازش بپرسن چرا اینقدر میترسه، فقط بهش میگفتن زیادی حساسه. و شاید سلمان هم تا وقتی مریم زنده بود، نفهمید چقدر از دنیای درونش فاصله گرفته. ما معمولاً وقتی دنبال حقیقت میگردیم که دیگه برای پرسیدنش دیر شده. وقتی صندلی خالی شده، وقتی صدایی خاموش شده و وقتی دیگه هیچ جوابی از اون طرف نمیشنویم. اونوقت تازه یادمون میافته که چقدر سؤال بیجواب داشتیم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





