پادگرد
کاور اپیزود ۱۰ | ارسطو؛ زانو زدنِ منطق در برابرِ سوگ
تاریخ پنهان روان

اپیزود ۱۰ | ارسطو؛ زانو زدنِ منطق در برابرِ سوگ

۷ مهر ۱۴۰۵ · 1 ساعت و 43 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چقدر در زندگی تلاش کرده‌اید وقتی همه‌چیز در حالِ فروپاشی است، با تمیز کردنِ دیوانه‌وارِ خانه، جدول کشیدن، یا برنامه‌ریزی‌هایِ وسواسی، به خودتان دروغ بگویید که «اوضاع تحت کنترل است»؟ چقدر آدم‌ها و احساسات را در کشوهایِ ذهنتان برچسب زده‌اید، تا از وحشتِ آسیب‌پذیری و فقدان فرار کنید؟ در دهمین ایستگاه از سفرِ «تاریخ پنهان روان»، به ۲۳۰۰ سال پیش و به تاریک‌خانه‌یِ ذهنِ مردی می‌رویم که او را «پدرِ منطق و زیست‌شناسی» می‌نامند: ارسطو. اما ما تندیس‌هایِ مرمرینِ تاریخ را می‌شکنیم تا پسربچه‌یِ ۱۳ ساله‌یِ یتیم و وحشت‌زده‌ای را ببینیم که برایِ فرار از اضطرابِ نیستی و مرگ، دست به اختراعِ هولناک‌ترین مکانیسمِ دفاعیِ روان زد: «علمِ طبقه‌بندی». در این اپیزودِ نفس‌گیر، فلسفه‌یِ ارسطو را روی تختِ کالبدشکافیِ تروما می‌خوابانیم تا بپرسیم: چرا کسی که جهان را با خط‌کش اندازه می‌گرفت، در برابرِ جنونِ شاگردش (اسکندر مقدونی) در هم شکست؟ و چرا مغزِ متفکرِ تاریخ، در نهایت با خون‌ریزیِ معده و التماس برایِ عشق، به زانو درآمد؟ 🎧 آنچه در این اپیزود می‌شنوید: - 🗄️ معماریِ توهمِ کنترل: چگونه علمِ طبقه‌بندی (Taxonomy)، در واقع مکانیسمِ دفاعیِ مغز (شبیهِ به OCD) برایِ فرار از ترومایِ یتیمی و پیش‌بینی‌ناپذیریِ جهان بود؟ - 🏛️ طلاقِ خونین از افلاطون: تصادفِ دو سیستمِ عصبیِ متلاشی‌شده؛ چرا پناه بردن به هندسه و «گسستِ روانی» (Dissociation) برایِ درمانِ دردهایِ بیولوژیک کافی نیست؟ - 🗡️ مربیِ هیولا و انفجارِ سایه: تقابلِ مرگبارِ نئوکورتکس (منطقِ ارسطو) و آمیگدالِ ملتهب (اسکندر مقدونی)؛ چرا تاریکیِ درونِ انسان (Shadow) با پندهایِ اخلاقی مهار نمی‌شود؟. - 🫀 انتقامِ مغزِ دوم و مرگِ ایگو: چرا فرار کردنِ ارسطو، بالغ‌تر و شجاعانه‌تر از خودکشیِ سقراط بود؟ و تسلیمِ نهاییِ منطق (Logos) در برابرِ عشق (Eros) در بسترِ مرگ. 📚 منابع و مراجعِ علمی، فلسفی و روان‌شناختیِ این قسمت: ۱. متونِ تاریخی و فلسفی: - Aristotle's Works: De Anima (درباره‌ی روان)، Nicomachean Ethics (اخلاق نیکوماخوسی) و Poetics (بوطیقا - مفهوم کاتارسیس). - Diogenes Laërtius: Lives of Eminent Philosophers (گزارشِ وصیت‌نامه‌یِ نهاییِ ارسطو و درخواستِ دفن کنارِ همسرش). ۲. علوم اعصاب، روان‌شناسیِ تروما و روان‌کاویِ مدرن: - van der Kolk, Bessel (2014). The Body Keeps the Score. (کالبدشکافیِ ذخیره‌ی تروما در بدن و بی‌اثر بودنِ منطق در درمانِ آن). - Jung, Carl G. (1951). Aion: Researches into the Phenomenology of the Self. (مفهومِ سایه، پدرکُشیِ روانی و تقابلِ لوگوس و اروس). - Levine, Peter A. (1997). Waking the Tiger: Healing Trauma. (مکانیسمِ تخلیه و دشارژِ تنی به عنوانِ ریشه‌یِ مفهومِ کاتارسیس). - Porges, Stephen W. (2011). The Polyvagal Theory. (نظریه‌یِ پلی‌واگال، هومئوستازیِ روان و واکنشِ انجمادِ سیستمِ عصبی). - Gershon, Michael D. (1998). The Second Brain. (سیستمِ عصبیِ روده‌ای و دلیلِ بیولوژیکِ مرگِ ارسطو بر اثرِ زخمِ معده‌یِ عصبی). 🔔 از این سفرِ شفابخش حمایت کنید: اگر این اپیزود به شما نشان داد که نمی‌توان دردهایِ روان را در کشوهایِ "منطق و استدلال" پنهان کرد، این قسمت را برای عزیزانی که اسیرِ جدول‌کشیِ مداوم برایِ زندگی، و کمال‌گراییِ خشک شده‌اند ارسال کنید، تا شجاعتِ تسلیم شدن در برابرِ احساساتشان را پیدا کنند. با احترام سامان خوشقامت

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.