

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ (۲۲) هنگامی که بهسوی مَدین رویآورد گفت: امید است پروردگارم به راه راست [که رسانندۀ به مطلوب است] هدایتم کند (٢٢) وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ (۲۳) چون به آب مَدین رسید گروهی از مردم را در آنجا دید که [چهارپایانشان را] آب میدادند، و پشت سر آنان دو زن را مشاهده کرد که [گوسفندانشان را از رفتن بهسوی آب] بازمیدارند، گفت: شما را چه شده [که گوسفندانتان را از رفتن بهسوی آب باز میدارید]؟ گفتند: ما [گوسفندانمان را] آب نمیدهیم تا چوپانان [دامهایشان را از کنار آب] برگردانند، و پدر ما مردی کهنسال است [که نمیتواند به این کار بپردازد] (٢٣)
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
