

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ (۲۱) آیا خبر مهمِ آن دادخواهان به تو رسیده است آنگاه که از دیوار [بلندِ] جایگاه مخصوصِ [داود] بالا رفتند؟ (٢١) إِذْ دَخَلُوا عَلَىٰ دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ۖ قَالُوا لَا تَخَفْ ۖ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَىٰ سَوَاءِ الصِّرَاطِ (۲۲) زمانی که [غافلگیرانه و بدون اطلاع] به دیدار داود رفتند، و او از ورودشان هراسان شد، گفتند: نترس، [ما] دو گروه متخاصم [شاکی و دادخواهیم که] یکی از ما بر دیگری ستم روا داشته، میان ما به حق و عدالت داوری کن، و [در حکمکردن] ستم روا مدار، و به راه راست [که خاتمهدهندۀ نزاع باشد] هدایتمان کن (٢٢) إِنَّ هَٰذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ (۲۳) این برادر من است که مالک نود و نُه میش است، و من بیش از یک میش ندارم که میگوید آن را [هم] به من واگذار، و در گفتوگو[یش با من] مرا مغلوب ساخته (٢٣) قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ ۖ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ ۩ (۲۴) [داود] گفت: مسلّماً او با درخواست افزودن میش تو به میشهایش بر تو ستم روا داشته، و البته بسیاری از شریکان به یکدیگر ستمکارند مگر مؤمنانی که اهل کارهای شایستهاند که آنان [هم] بسیار اندکند. داود دانست که ما او را [در این پیشآمد] آزمایش کردهایم، [و از اینکه به دفاع متهم توجهی نکرد و شتاب در داوری داشت،] از پروردگارش درخواست آمرزش کرد، و [بیدرنگ] با حالتی خاضعانه به رو درافتاد، و [با توجه و اخلاص به خداوند] بازگشت (۲۴) فَغَفَرْنَا لَهُ ذَٰلِكَ ۖ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَىٰ وَحُسْنَ مَآبٍ (۲۵) ما او را در خصوص آن [داوری] آمرزیدیم، او نزد ما دارای منزلتی ویژه، و سرانجامی نیکوست (۲۵)
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


