پادگرد
کاور فصل چهارم-اندر حديث سليمان بن داوود و بلقيس
تاریخ بلعمی - جلد 4

فصل چهارم-اندر حديث سليمان بن داوود و بلقيس

۲۴ بهمن ۱۳۹۹ · 25 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ابوعلی بلعمی و ترجمه تاریخ طبری‌: ابوعلی‌، محمد بن محمد معروف به «بلعمی‌»، در سال 352 ق بنا به فرمان امیر ابوصالح‌منصور بن نوح سامانی کتاب «تاریخ طبری‌» را از عربی به فارسی ترجمه کرد. از آن جا که این کتاب به شکلی جامع تاریخ اسلام و ایران را در برداشت‌، لذا برای همه ایرانیان مسلمان جذاب و پرفایده بود، اما برای سهولت استفاده هم آنان می‌بایست به فارسی ترجمه می‌شد. امیر منصور سامانی به خوبی بر این ضرورت آگاهی یافت ووزیر دانشمند خود ابوعلی بلعمی را بر انجام این مهم گماشت‌. پس از «شاهنامه‌ی ابومنصوری»، «تاریخ بلعمی» قدیمی‌ترین نثر فارسی‌ست که در آن، تاریخ جهان از ابتدای آفرینش آدم تا آغاز قرن چهارم هجری به تفصیل ثبت شده است. این کتاب، ترجمه‌ی کتاب «تاریخ الرسل و الملوک» معروف به «تاریخ طبری»ست که توسط «محمدبن جریر طبری» به زبان عربی نگاشته شد. تاریخ طبری مرجع عمده‌ی تاریخ جهان و ایران تا اوایل سده‌ی چهارم هجری است و ماخذ تمام مورخینی محسوب می‌شود که بعد از طبری به تالیف تاریخ اسلام پرداختند. نیم قرن پس از درگذشت جریر طبری، «محمد بلعمی» به دستور «منصوربن نوح سامانی»، این کتاب را به فارسی دری ترجمه و تلخیص کرد و قسمت‌هایی را نیز به آن افزود. به همین علت کتاب او تالیف تازه‌ای به حساب می‌آید و با نام خود او، تاریخ بلعمی نامیده شده است. کتاب باارزش تاریخ بلعمی در اوایل دهه‌ی سی شمسی توسط «محمدتقی بهار» (ملک‌الشعرا) تصحیح شد، اما چاپ آن در زمان زندگی او انجام نشد و «محمدپروین گنابادی» در سال ۱۳۴۱، آن‌را پس از مقابله با چند نسخه‌ی دیگر منتشر کرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.