پادگرد
کاور تماس با سحر ; یه قصه از جنس واقعی۳
پادکست تماس

تماس با سحر ; یه قصه از جنس واقعی۳

۲۲ مهر ۱۳۹۹ · 11 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

فرخنده “ دلش هوای تازه میخواست ، داشت دق میکرد، به بردگی آمده بود، نه راه پس داشت و نه راه پیش. مادرش چندی پیش فوت کرده بود، پدر هم به شیراز کوچ کرده و دو خواهر و یک برادرش هم به بهانه این ازدواج شوم ، همچنان از پذیرش او سر باز میزدند 👇🏽 اسپانسر این اپیزود 👇🏽 سایت پولسازی زمان فروشی همه اپیزود ها و تماس با ما #TamasPodcast #Podcast #Story #پادکست# پادکست_فارسی

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.