پادگرد
کاور اي با من و پنهان چو دل از دل سلامت مي کنم - مولوی بلخی
سخنور

اي با من و پنهان چو دل از دل سلامت مي کنم - مولوی بلخی

۱۱ مهر ۱۳۹۷ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اي با من و پنهان چو دل از دل سلامت مي کنم تو کعبه اي هر جا روم قصد مقامت مي کنم هر جا که هستي حاضري از دور در ما ناظري شب خانه روشن مي شود چون ياد نامت مي کنم گه همچو باز آشنا بر دست تو پر مي زنم گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت مي کنم گر غايبي هر دم چرا آسيب بر دل مي زنم ور حاضري پس من چرا در سينه دامت مي کنم دوري به تن ليک از دلم اندر دل تو روزنيست زان روزن دزديده من چون مه پيامت مي کنم اي آفتاب از دور تو بر ما فرستي نور تو اي جان هر مهجور تو جان را غلامت مي کنم من آينه دل را ز تو اين جا صقالي مي دهم من گوش خود را دفتر لطف کلامت مي کنم در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو اين ها چه باشد تو مني وين وصف عامت مي کنم اي دل نه اندر ماجرا مي گفت آن دلبر تو را هر چند از تو کم شود از خود تمامت مي کنم اي چاره در من چاره گر حيران شو و نظاره گر بنگر کز اين جمله صور اين دم کدامت مي کنم گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف يک لحظه پخته مي شوي يک لحظه خامت مي کنم گر سال ها ره مي روي چون مهره اي در دست من چيزي که رامش مي کني زان چيز رامت مي کنم اي شه حسام الدين حسن مي گوي با جانان که من جان را غلاف معرفت بهر حسامت مي کنم **** دکلماتور: فوزیه مترا RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.