پادگرد
کاور بهر جا رفته ام از خويشتن راه تو مي پويم - ابوالمعانی بیدل
سخنور

بهر جا رفته ام از خويشتن راه تو مي پويم - ابوالمعانی بیدل

۱۳ مهر ۱۳۹۷ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بهر جا رفته ام از خويشتن راه تو مي پويم اگر نزديک اگر دورم غبار آن سر کويم هواي ناوکي دارم که هر جا گل کند يادش ببالد استخوان مانند شاخ گل بپهلويم بمضراب خيالي ميکند طوفان خروش من زبان رشته سام نميدانم چه ميگويم بگردون گر رسم از سجده شوقت نيم غافل چو ماه نو جبيني خفته در محراب ابرويم دو تا شد پيکر و آهي نباليد از مزاج من نوا در سرمه خوابانيده تر از چنگ گيسويم نشاند آخر وداع فرصتم در خاک نوميدي غباري از طپش وامانده جولان آهويم تحير خون شد از نيرنگ سحرآميزي الفت که من تمثال خود مي بينم و آينه اويم بتکليف بهارم ميدهي زحمت نميداني بجاي گل دل خون گشته ئي دارم که مي بويم تميز رنگ حالم دقت بسيار ميخواهد که من از ناتواني در نظرها رستن مويم چو شمعم گر باين رنگست شرم ساز پيمائي عرق گل ميکنم چندانکه زنگ خويش ميشويم چو آنموئي که آرد در تصور کلک نقاشش هنوز از ناتوانيها بپهلو نيست پهلويم بضبط خود چه پردازد غبار ناتوان من نسيم کويش از خود رفتني مي آورد سويم چنان محو تماشاي گريبان خودم بيدل که پندارم خيال او سري دارد بزانويم **** RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.