پادگرد
کاور از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود - ابوالمعانی بیدل
سخنور

از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود - ابوالمعانی بیدل

۲۴ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود بزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است غزل کامل بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است نفس غنچه‌برآبینهٔ شبنم زنگ است از تماشاگه حیرت نتوان غافل بود بزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است در مشرب زن و از قید مذاهب بگریز عافیت‌نیست در آن‌بزم‌که سازش‌جنگ است هر طرف موج خیالی‌ست به توفان همدوش کشتی سبز فلک غرقهٔ آب بنگ است غرهٔ هرزه‌دویهای طلب نتوان بود سر ما سجده‌فروش‌کف پای لنگ است ثمرکینه دهد مهر به طبع ظالم آتش‌است آن‌همه آبی‌که نهان در سنگ است دوری دامن وصل است به خود پیچیدن غنچه‌گر واشود از خویش‌گلش در چنگ است طلبم تا سرکوی تو به پروازکشید آب خود را چو به‌گلشن برساند رنگ است وحشتم در قفس بال و پرافشانی نیست ساز پروانهٔ این بزم شرر آهنگ است بسکه چون رنگ ز شوقت همه‌تن‌پروازیم خون ما را دم بسمل زچکیدن‌ننگ است مفت آن قطره‌کزین بحرتسلی نخرید بی‌تپیدن دو جهان برگهر ما تنگ است از قدم نیست جدا عشرت مجنون بیدل شور زنجیر نواسنج هزار آهنگ است حضرت ابوالمعانی بیدل رح نویسنده: محمد عبدالعزیز مهجور بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.