پادگرد
کاور محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام - ابوالمعانی بیدل
سخنور

محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام - ابوالمعانی بیدل

۲۴ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام سرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا غزل کامل دام یک عالم تعلق‌گشت حیرانی مرا عاقبت‌کرد این در واکرده زندانی مرا محو شوقم بوی صبح انتظاری برده‌ام سرده‌ای حیرت همان در چشم قربانی مرا جوش زخم سینه‌ام‌،‌کیفیت چاک دلم خرمی مفت تو ای‌گل‌گر بخندانی مرا ای ادب‌، سازخموشی نیز بی‌آهنگ نیست همچو مژگان ساخت موسیقار حیرانی مرا مدّعمرم‌یک‌قلم‌چون شمع‌دروحشت‌گذشت آشیان هم برنیاورد از پرافشانی مرا عجز هم‌چون‌سایه اوج‌اعتباری داشته‌ست کرد فرش آستانت سعی پیشانی مرا پرده ساز جنونم خامشی آهنگ نیست ناله می‌گردم به هر رنگی‌که‌گردانی مرا ناله‌واری سر ز جیب دل برون آورده‌ام شعلهٔ شوقم‌، مباد ای یأس بنشانی مرا احتیاج خودشناسی جوهر آیینه نیست من اگر خود را نمی‌دانم تو می‌دانی مرا بیدل افسون جنون شد صیقل آیینه‌ام آب داد آخر به رنگ اشک عریانی مرا حضرت ابوالمعانی بیدل رح نویسنده: عبدالعزیز مهجور بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.