پادگرد
کاور خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست - ابوالمعانی بیدل
سخنور

خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست - ابوالمعانی بیدل

۲۴ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست به ‌آب ‌حیرت ‌آیینه هست ‌شستن ‌خویش غزل کامل اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش توان شنید صدای ز دام جستن خویش مقیم منزل تحقیق ‌گشتن آسان نیست بده غبار دو عالم به باد جستن خویش خموش گشتم و سیر بهار دل کردم در بهشت ‌گشودم چو لب ز بستن خویش به رنگ شمع در این انجمن جهانی را به سر دواند هوای ز پا نشستن خویش خیال دوست به هر لوح نقش نتوان بست به ‌آب ‌حیرت ‌آیینه هست ‌شستن ‌خویش چه ممکن است تسلی به غیر قطع نفس ز ناله نیست رها تار بی‌ گسستن خویش ز دود تنگ فضای سپند این محفل به دوش ناله‌ گرفته‌ست بار جستن خویش در این محیط ‌که جز گرد عجز ساحل نیست مگر چو موج ببندید برشکستن خویش چو گل نه صبح‌ کمینیم و نی‌ بهار پرست شکفته‌ایم ز پهلوی سینه خستن خویش کمند صید حواس است گوشه‌گیری ها نشسته‌ایم چو مضمون به فکر بستن خویش شکنج دام بود مفت عافیت بیدل چو بوی‌ گل نکنی آرزوی رستن خویش حضرت ابوالمعانی بیدل رح بقلم: محمد عبدالعزیز مهجور بکوشش: احمد فهیم هنرور RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.