پادگرد
کاور اگر سوزد نفس از شور محشر باج ميگيرد - ابوالمعانی بیدل
سخنور

اگر سوزد نفس از شور محشر باج ميگيرد - ابوالمعانی بیدل

۲۴ اسفند ۱۳۹۹ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اگر سوزد نفس از شور محشر باج ميگيرد خموشي های اين ني در گره دارد نيستان را غزل کامل عبث تعليم آگاهي مکن افسرده طبعان را که بينائي چو چشم از سرمه ممکن نيست مژگان را بغير از بادپيمائي چه دارد پنجه منعم زوصل زر همان يک حسرت آغوش است ميزانرا بهر جا عافيت رو داد نادان در تلاش افتد دويدن ريشه گلهاي آزاديست طفلان را حسد را ريشه نتوان يافت جز در طينت ظالم سردنباله دايم در دل تير است پيکان را درشتانرا ملايم طينتيهايم خجل دارد زبان از نرم کوئي سرنگون افگند دندانرا اگر سوزد نفس از شور محشر باج ميگيرد خموشيهاي اين ني در گره دارد نيستانرا کتاب پيکرم يک موج مي شيرازه مي خواهد نم آبي فراهم ميکند خاک پريشان را فغان کاين نو خطان ساده لوح از مشق بيباکي به آب تيغ ميشويند خط عنبرافشان را دگر کو تحفه دئي تا گلرخان فهمند مقدارش چو نقش پا بخاک افگنده اند آئينه جان را چو بوي گل لباس راحت ما نيست عرياني مگر در خواب بيند پاي مجنون وصل دامانرا به بي سامانيم وقتست اگر شور جنون گريد که دستي گر کنم پيدا نمي يابم گريبان را بچشم خون فشان (بيدل) تو آن بحر گهر خيزي که لاف آبرو پيشت گدازد ابر نيسان را حضرت ابوالمعانی بیدل رح نویسنده: محمد میرویس غیاثی بکوشش: احمد فهیم هنرور

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.