
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بیش از این نتوان به افسون محبت زیستن داغم از اندیشهٔ وصلی که پیغام است و بس غزل کامل از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس بال از پرواز چون ماند آشیان دام است و بس مرکز تسخیر دل جز دیده نتوان یافتن گوشمینا حلقهای گر دارد آن جام است وبس تا نفس باقیست نتوان بست بال احتیاج این غناهاییکه ما داربم ابرام است و بس از نشان کعبهٔ مقصود آگه نیستم اینقدر دانم که هستیساز احرام است و بس وادی امکان ندارد دستگاه وحشتم هر طرف جولان کند نظاره یک گام است و بس بسته است از موی چینی صورتم نقاش صنع صبح ایجادم همان گل کردن شام است و بس دستگاه ما و من چون صبح برباد فناست صحن این کاشانهها یکسر لب بام است و بس کاش از خجلت شرارم برنمیآمد ز سنگ سوختم از شرم آغازی که انجام است و بس برپر عنقا تو هر رنگیکه میخواهی ببند صورت آیینهٔ هستی همین نام است و بس بیش از این نتوان به افسون محبت زیستن داغم از اندیشهٔ وصلی که پیغام است و بس پختگی دیگ سخن را باز میدارد ز جوش تا خموشی نیست بیدل مدعا خام است و بس شاعر: حضرت ابوالمعانی بیدل بقلم: فرهاد جاوید بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi.Com
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
