پادگرد
کاور اهل دنیا عاشق جاه اند از بی‌دانشی - ابوالمعانی بیدل
سخنور

اهل دنیا عاشق جاه اند از بی‌دانشی - ابوالمعانی بیدل

۱۹ دی ۱۴۰۰ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اهل دنیا عاشق جاه اند از بی‌دانشی آتش سوزان به چشم‌کودک نادان زر است غزل کامل تا نفس باقی است دردل ر‌نگ‌کلفت مضمراست آب این آیینه‌ها یکسرکدورت‌پرور است فکر آسودن به شور آورده است این بحر را در دل هر قطره جوش آرزوی‌گوهر است ساز آزادی همان گرد شکست آرزوست هرقدر افسرده گردد رنگ سامان پر است ای حباب بیخبر از لاف هستی دم مزن صرف‌کم دارد نفس را آنکه آبش بر سر است دستگاه‌کلفت دل نیست جز عرض‌کمال چشمهٔ آیینه‌گر خاشاک درد جوهر است اهل دنیا عاشق جاه اند از بی‌دانشی آتش سوزان به چشم‌کودک نادان زر است مرگ ظالم نیست غیر از ترک سودای غرور شعله ازگردنکشی‌کر بگذرد خاکستر است راز ما صافی‌دلان پوشیده نتوان یافتن هرچه دارد خانهٔ آیینه بیرون در است می‌ کند زاهد تلاش صحبت میخوارگان این هیولای جنون امروز دانش پیکر است درطلسم حیرت ما هیچ‌کس را بارنیست چشم قربانی‌کمینگاه خیال دیگر است گاه‌گاهی گریه منع انفعالم می‌کند جبهه‌کم دارد عرق روزی‌که مژگانم تر است بیدل از حال دل‌کلفت نصیب ما مپرس وای برآیینه‌ای‌کان رانفس روشنگر است شاعر: حضرت ابوالمنعانی بیدل رح بقلم: جاوید فرهاد بکوشش: فهیم هنرور RumiBalkhi.Com

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.