
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نیازی نیست پیغمبر بمانی زن! خدایی کن! برون آ، عشق را، آیین خود را رونمایی کن! بمان پهلوی تنهایی که تنهایی نمیخواهند میان مردمت اندیشهیی اینکه بپایی، کن! بزن فریاد و ویران کن بُن دینِ دروغین را دهان زخمهایت را ببند و مومیایی کن رها شو از قفسهای اسارت، بعد از آن یکعمر به اوج آسمان عشق، احساس رهایی کن برقصان گیسوانت را به روی شانههای شهر به خونت دست بیرنگ خیابان را حنایی کن حیا، بیدست و پایی نیست، تیز و تند و بُران باش میان بیحیاییهای مردم، بیحیایی کن سکوت ممتد شبهای وحشتناک را بشکن به آواز ضعیفِ ناتوانان همصدایی کن به روی جادهی آزادهگی محکم قدم بگذار مسیرت را به سمت و سوی عشق و روشنایی کن گرفتار مصیبتهای توفانیم یک عمرست خدا بیچاره است این روزها، ای زن خدایی کن! شاعر: لیلی غزل دکلمه: نجمه محمدی نشر سخنور | Sokhanwar.Com
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
