

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
تو این قسمت درباره پدر جلوههای ویژه سینما یعنی ژرژ ملیس صحبت میکنم، اگر ملیس قرار بود درباره خودش صحبت کنه شاید این جملات رو میگفت: یه زمانی، با یه جعبهی چوبی و حلقهای فیلم، میتونستم مردها رو توی آسمون بفرستم. میتونستم ماه رو زخمی کنم... با یه گلوله! مردم میاومدن توی سالن تاریک، مینشستن، و برای چند دقیقه، باور میکردن که جاذبهای وجود نداره، مرز بین خواب و واقعیت پاک شده... اما حالا... اینا؟ (اشاره به ویترین آبنباتها) اینا تنها چیزهاییان که کسی حاضر میشه براشون پول بده. یه عمر رو صرف ساختن خیال کردم؛ ولی خیال، جیب پر نمیکنه. پاته، ادیسون، اونایی که حساب و کتاب بلد بودن... اونا موندن. من؟ من فقط بلد بودم آدم ناپدید کنم. ولی نفهمیدم چطور باید خودمو حفظ کنم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





