

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وَ قَالَ (علیه السلام) لِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام): يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً، لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ: إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ آنچه از فرموده امام علیه السلام به فرزندش حسن بن علی استفاده میشود: پسرم، چهار خصلت نیکو را از من بیاموز و چهار اندرز هشداردهنده را به خاطر بسپار؛ که اگر به آنها پایبند باشی، هیچ آسیبی دامنگیرت نخواهد شد. نخست، از خوبیها: بدان که گرانبهاترین دارایی، و ارجمندترین سرمایهی آدمی، خرد و دانایی است. واژه ها: يَا: ای بُنَيَّ: فرزندم، پسرکم، نورِ دیدهام احْفَظْ: حفظ کن، بهخاطر بسپار، نگه دار عَنِّي: از من، از جانب من، از سوی من أَرْبَعاً: چهار چیز، چهار نکته، چهار مورد وَ: و، همچنین، نیز أَرْبَعاً: چهار هشدار، چهار توصیه، چهار اندرز لَايَضُرُّكَ: به تو آسیب نرساند، به تو زیان نزند، تو را زیانمند نسازد مَا: تا مادامی که، تا وقتی که عَمِلْتَ: انجام دهی، عمل کنی، بهجا آوری مَعَهُنَّ: همراهِ آنها، با آنها، در کنارشان إِنَّ: همانا، بیگمان، یقیناً أَغْنَى: بینیازترین، توانگرترین، بیاحتیاجترین الْغِنَى: بینیازی، توانگری، ثروتِ حقیقی الْعَقْلُ: عقل، خرد، اندیشه شرح: ارزش مداد به مغز آن است. و مدادی که مغز دارد میتواند اثری بر صفحهی کاغذ داشته باشد؛ وگرنه به درد سوختن میخورد،و سرانجام خاکستر میشود و دود. شما فرض کن مدادی بسیار شیک، شکیل و خوشرنگولعاب، اما مغز نداشته باشد؛ به چه کار میآید؟ هیچ! اما مدادی هم باشد که نه شکل شکیلی دارد، نه رنگ و لعابی، اما مغز دارد؛ چنین مدادی به کار میآید. و از سوختن و سوخته شدن خلاصی و رهایی خواهد یافت. و هیچگاه در دل آتش نمینشیند و خاکستر و دود نمیشود، و بلکه اثری ماندگار از خود بهجای میگذارد یعنی اثربخش است، تاثیرگذار است، ماندگار است. حال، آدمی هم درست مثل مداد است و ارزش آدمی هم به مغز و عقل اوست به شعور، خرد و فهم اوست. آدمی که مغز و عقل نداشته باشد، هرچند شیک و اتوکشیده باشد، فقط به کار سوختن میآید. و چنین کسی ردپایی در عالم، و بر صفحهی عالم نخواهد داشت.و روزگاری دود خواهد شد و به هوا خواهد رفت. عمرش تباه و تلف میشود یعنی نابود، از دسترفته، و بیثمر. شما قرآن را ببین! نالههای اهل جهنم را بشنو! که یکی از نالههای جانسوز آنان همین است که میگویند: "لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ" اگر ما حرفها را میشنیدیم و به دنبال آن عقلمان را به کار میانداختیم، یعنی تعقل و تفکر میکردیم، کارمان به اینجا نمیکشید؛ و اکنون در دل آتش نمینشستیم. پس ارزش انسان به عقل اوست، و از ارزشهای بیشمار عقل، هم یکی بینیازی است؛ بلکه بیشترین بینیازی و کفایت، خودبسندگی، استغنا را با خود به همراه دارد . شما ببین، بعضی چیزها آدمی را از بعضی چیزها بینیاز میکند. مثلاً ثروت نیازهایی را از شما رفع میکند و شما را بینیاز میسازد، همینطور شهرت، همینطور قدرت. اما هیچیک از اینها شما را از عقل بینیاز نمیکنند شما دنیا دنیا ثروت داشته باش، باز به عقل نیازمندی. و اگر عقل در میان نباشد، همان ثروت یکشبه از کف خواهد رفت. همینطور دریا دریا شهرت داشته باش، اما از عقل تو را بینیاز نمیکند؛ بلکه نیازمندتری. وگرنه با یک حرکت نسنجیده از عرش به فرش خواهی آمد. همینطور قدرت؛ سخت به عقل نیازمند است، وگرنه از دست میشود. پس همه به عقل نیازمندند، و جالب است که هیچکدام نمیتوانند با خود عقل بیاورند یعنی عقل قابل خرید یا واردات نیست. یعنی شهرت عقل نمیآورد، قدرت عقل نمیآورد، ثروت عقل نمیآورد. اما به عکس، عقل به هیچ شکل نیازمند نیست، بلکه مستقل، آزاد، خوداتکا. انسان میتواند عاقل باشد، بیآنکه ثروتی داشته باشد یا نیازمند ثروتی باشد. میتواند عاقل باشد، بیآنکه شهرت یا قدرتی داشته باشد. و جالب اینکه همین عقل میتواند با خود هم ثروت، هم شهرت، هم قدرت بیاورد. کسی که عقلش خوب کار میکند، آیا شما با او مشورت نمیکنی؟ در مشورت، آیا حقالمشاورهای پرداخت نمیکنی؟ حقالمشاورهها آیا برای او ثروتی رقم نمیزنند؟ و چنین کسی، آیا شهره شهر نمیشود؟ شما او را به دیگران معرفی نمیکنید؟ پس شهرت پیدا میکند. و کسی که ثروت و شهرت را با هم یکجا داشت، آیا قدرت پیدا نمیکند؟ پس ببین! عقل هم با خود ثروت، هم با خود شهرت، هم با خود قدرت آورد، و هم اینهمه را نگه میدارد. به همین خاطر، وجود نازنین امیرالمؤمنین ع فرمود. اما به کی و کی؟ به وجود نازنین امام حسن مجتبی ع، آن هم در لحظات آخر عمر، درست زمانی که چیزی نمانده بود به شهادت برسد. وقتی دید که چشمان فرزند نازنینش اشکبار است، او را تسلای خاطر داد و بعد موعظه کرد. فرمود: "یَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعًا وَ أَرْبَعًا" پسرکم، میوهی دلم! از من چهار چیز و چهار چیز به یادگار داشته باش، به خاطر بسپار، حفظ کن، فراموش نکن. و چه زیبا نگفت "هشت چیز"، فرمود: "چهار چیز و چهار چیز". چرا؟ چون که چهار مورد اول با چهار مورد دوم تفاوت داشت. چهار مورد اول مربوط به اخلاق است و توصیههای اخلاقی است، و چهار مورد دوم مربوط به رفتار است و توصیههای رفتاری. و فرق است بین اخلاق و رفتار. ببینید، صبوری یک ویژگی اخلاقی است؛ و آرامش در برخورد، یک ویژگی رفتاری است. کسی که صبور است، میتواند در برخورد، آرامش داشته باشد. پس رفتار زاییدهی اخلاق است، و اخلاق، مادر رفتار یعنی ریشه، بنیاد، و سرچشمه آن. و اول اخلاق است، سپس رفتار. لذا اول چهار توصیهی اخلاقی را یاد میکند. میفرماید: پسرم! اگر این چهار چیز و چهار چیز را به کار ببندی: "لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ" تا مادامی که آنها را در زندگی به کار میبندی، هیچ چیز به تو زیان نمیرساند. یعنی بیمهی تمام عمر تو است یعنی تضمین سعادت، امنیت همیشگی، حفاظت دائمی. اولین آنها اینکه فرمود: "إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ" بینیازترین بینیازی، عقل است. یعنی چیزی که بیشترین بینیازی را با خود به همراه دارد، عقل و عقلانیت است؛ عقلانی زندگی کردن است، عاقلانه رفتار کردن است. رفتار عاقلانه را هم در جای دیگری به زیبایی بیان میکند. و آن اینکه: آدمی در ابتدای هر کار، انتهای آن کار را ببیند. فرمود: "أَنْ يَعْلَمَ أَعَمَلُهُ عَلَيْهِ أَمْ لَهُ" ببیند این کاری که میخواهد بکند، این حرفی که میزند، آخرش به سودش تمام میشود یا به زیانش. "فَإِنْ كَانَ لَهُ مَضَى فِيهِ" اگر به سود او میانجامد، انجام بدهد. "وَ إِنْ كَانَ عَلَيْهِ وَقَفَ عَنْهُ" و اگر به زیان اوست، بایستد؛ دنبال نکند. یعنی آخر را ببیند، یعنی آخربین باشد یعنی آیندهنگر، دوراندیش، هدفمند باشد. مردِ آخربین، مبارک بندهای است و چنین کسی هیچگاه هیچ خطری تهدیدش نمیکند یعنی محفوظ است، مصون است، ایمن است. بچهها چرا ابتدای کار وقتی سوار دوچرخه میشوند و میخواهند دوچرخهسواری یاد بگیرند، مدام به در و دیوار میخورند و نقش زمین میشوند؟ چون فقط پیش پای خود را میبینند، چون در و دیوار را میبینند و در نتیجه تعادلشان را از دست میدهند. اما اگر آن دورهای دور را ببینند، تعادل پیدا میکنند و به جایی نمیخورند. داستانی میخواندم: روز برفی در مدرسه، معلم به دانشآموزان خود گفت: هر کس بتواند از این طرف مدرسه به آن طرف مدرسه حرکت کند، به گونهای که رد پای او مستقیم باشد و هیچ کجی و انحرافی نداشته باشد، او برنده است. و همه بازنده شدند جز یکی. وقتی از او ماجرا را پرسیدند، گفت: من دیدم همه پیش پای خود نگاه میکردند، به همین خاطر کج میرفتند. اما من آن انتها را دیدم، آن آخر را، آن دیوار را، و به نقطهای مشخص چشم دوختم. این بود که رد پایم راست و درست درآمد و هیچ انحراف و کجی نیافت. عقل یعنی همین. عاقلانه زندگی کردن یعنی همین. یعنی عاقبتاندیشی، یعنی آخرتاندیشی. نتیجه اینکه: عقل، سرچشمهی اصلی بینیازی، عزت، بقا و نجات است. هر نعمتی اگر با عقل همراه نباشد، به نقمت میانجامد؛ ولی عقل میتواند همهچیز را بسازد و نگه دارد. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: ۱. قبل از هر تصمیمی، از خود بپرس: آیا این کار عاقبت دارد؟ ۲. هر شب چند دقیقهای را صرف مرور تصمیمها و فکرکردن به پیامدهای آنها کن. ۳. با افراد باتجربه و خردمند مشورت کن، و از تجربههای تلخ و شیرین دیگران درس بگیر. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





