

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ آنچه از کلام امام علیه السلام استفاده میشود: بزرگترین بینوایی بیخردیست؛ یعنی تهیدستیِ راستین نه در نداشتن مال، که در نداشتن اندیشه است؛ آنجا که ذهن از سنجش خالیست، انسان—حتی اگر دارا باشد—در تنگدستی میماند؛ زیرا هر نعمت بیراهبریِ خرد رو به زوال میرود و هر قدم بیهدایتِ فهم به لغزش میانجامد؛ پس فقر واقعی همان جایی است که چراغِ خرد خاموش میشود و آدمی در میان داراییها نیز گمگشته و بیبهره میماند. واژهها: وَ: و، همچنین، همینطور که أَكْبَرَ: بزرگترین، عظیمترین، از همه مهمتر الْفَقْرِ: فقر، نداری، بیچیزی الْحُمْقُ: حماقت، بی خردی، بیعقلی شرح: توی باغ، توی باغچه، شما دو تا دانه را بکار، یکی بیمغز، یکی مغزدار . و سالها بعد بیا تماشا و نظاره کن. میبینی آنکه مغزدار بود، سبز شد، جوانه زد، بالا آمد، نهال شد، درخت شد، تنومند، تناور، و چه سایهای، و چه ثمری و چه شکوهی! اما آنکه بیمغز بود، هیچ اثری از آن نیست و هیچ نشانی از رویش و حیات ندارد. خاکها را هم کنار بزنی، میبینی هیچ خبری از آن نیست نه ریشه، نه ردپا، نه امیدی. چی شد، کجا رفت، خاک شد. چرا؟ چون بیمغز بود، و چون بیمغز بود، بهجای آنکه او از خاک استفاده کند، خاک از او استفاده کرد و او شد قربانی نه خالق شرایط، شد ابزار نه عامل تاثیر. همراه و همرنگ شرایط شد، تأثیر نگذاشت، تأثیر گرفت و چون آینهای بیروح، فقط بازتاب داد نه آفرینش، منفعل شد نه فعال. اما آنکه مغزدار بود، از خاک استفاده کرد. گفت: چرا من بشوم مثل تو؟ تو باش مثل من. چرا من خاک بشوم، تو درخت باش! و شد. ببین! دانهای که مغز داشته باشد، از خاک، درخت میسازد؛ از موجودی مرده، وجودی زنده و پویا و بارور میسازد. حالا حکایت آدم عاقل و بیعقل، یک چنین حکایتیست؛ حکایت همین دو دانه. آدم عاقل، دانه مغزدار است؛ آدم بیعقل، دانه بیمغز است و بیفهم و بینش. آدمی که بیمغز باشد و عقل در سر نداشته باشد، همیشه همراه و همرنگ شرایط میشود، محو شرایط میشود، مورد سوءاستفاده قرار میگیرد و هیچ استفادهای نمیبرد و تهیدست از درک و دستاورد، باقی میماند. اما آدمی که عاقل است، و عاقلانه و عقلانی و هوشمندانه و آیندهنگرانه زندگی میکند، او از شرایط نهایت استفاده را میبرد و اجازه هیچ سوءاستفادهای نمیدهد. شرایط را همرنگ خود میکند و خود، همرنگ با شرایط نمیشود بلکه سازنده و جهتدهندهست. پس، مغز مایه برخورداریست؛ همانطور که دانه مغزدار، بهخاطر مغزی که داشت، برخوردار شد: از ریشه، از ساقه، از شاخه، از برگ، از شکوفه، از میوه، از سایه، از سبزی و سرسبزی، از ثمر از زیبایی، از دوام، از بخشش. و بیمغزی موجب از دست دادن است؛ همانطوری که آن دانه بیمغز، آنچه را هم که داشت، از دست داد و فقر محض شد و هیچچیز جز حسرت برایش نماند. پس بیمغزی، مایه فقر است. و این حقیقتیست که وجود نازنین امیرالمؤمنین ع، در ساعات و آنات پایانی عمر، پیش از شهادت، به وجود نازنین امام حسن مجتبی علیهالسلام یادآوری کرد و فرمود: أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ؛ پسرم! حماقت، که همان بیمغزی و بیعقلی باشد، مایه فقر است؛ آنهم بزرگترین فقر و ژرفترین تهیدستی. و این یعنی: تا باشد، فقر مادی و مالی باشد، آن چیزی نیست؛ کوچک است، کوچکتر از این حرفهاست. چون با فقر مادی، آدمی چندان چیزی را از دست نمیدهد؛ بلکه اگر پای عقل در میان باشد، همان فقر میتواند به ثروت مبدل شود و به سکوی پرواز بدل گردد. اما وقتی پای بیعقلی و بیمغزی در میان باشد، ثروتمند هم باشی، فقیر خواهی شد و سقوط خواهی کرد. با بیمغزی و بیعقلی، آدمی همهچیز را از کف میدهد. با یک حرف نابخردانه، هواداران خود را از دست میدهد؛ دوستان و رفقای خود را از دست میدهد؛ قوم و خویش و خانواده خود را از دست میدهد؛ آبروی خود را از دست میدهد و بیاعتبار و تنها میماند. و از هیچ واقعهای، از هیچ حادثهای، درس نمیگیرد و هیچ پند و بینشی نصیبش نمیشود. کسی میگفت: پدرم مرده بود، توی غسّالخانه، روی سنگ غسّالخانه، دو مردهشور، آن را شستوشو میدادند. همینطور که او را پهلو به پهلو میکردند، یکی به دیگری میگفت: اگر میخواهی برای خودت نگه داری، سونی بخر؛ و اگر میخواهی بفروشی، پارس بخر؛ پارس پوله. یعنی درباره تلویزیون صحبت میکردند، در حالی که برابرشان، بزرگترین درس زندگی بود! ولی چون بیمغز بودند، چون بیعقل بودند، هیچ درک و دریافتی نداشتند نه چشم بینا، نه دل آگاه. به همین خاطر فرمود: أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ؛ بزرگترین فقر، بیعقلیست، بیمغزیست. چرا؟ چون فقیر مادی و مالی، شاید در دنیا تهیدست باشد؛ اما فقیر عقلی، هم در دنیا، هم در آخرت تهیدست است و همیشگیست این فقر. فقیر مادی ممکن است روزی به غنا برسد و غنی بشود؛ اما فقیر عقلی، همیشه فقیر میماند و در غفلت و زیان باقی خواهد ماند. و دیگر آنکه تمامی مشکلات اخلاقی، اجتماعی، خانوادگی، ریشه در همین فقر عقلی دارد. و همینجا شما تماشا کن که امام، فقر را در چه میبیند و ما در چه میبینیم. ما فقر را در موجودی یا دخل یا جیب میبینیم؛ او اما، فقر را در بیعقلی و بیخردی میبیند در خالی بودن جان از حکمت و هدایت. نتیجه اینکه: اگر عقل باشد، فقر نیست؛ و اگر عقل نباشد، ثروت هم فایده ندارد. انسانِ برخوردار از خرد، میروید، میبالد، و سایهاش دیگران را نیز بهرهمند میکند. اما بیعقل، جز خاک شدن سرنوشتی ندارد. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: ۱. هر روز اندیشهات را پرورش بده، با خواندن، پرسیدن و تأمل. ۲. در برابر شرایط، منفعل نباش؛ در شرایط، تأثیرگذار باش. ۳. خطای دیروزت را چراغ امروز کن، نه زنجیر پای فردا. ۴. پیش از آنکه همرنگ جماعت شوی، ببین جماعت به کدام سو میروند. ۵. ریشهدار باش، نه فقط روئیده؛ عمق داشته باش، نه فقط ظاهر. ۶. با دانایی تصمیم بگیر، با بصیرت حرکت کن. ۷. اجازه نده دیگران برایت فکر کنند؛ خودت بینا و آگاه باش. ۸. هشیار بمان؛ هر لحظهات، آزمون عقل و شعور توست. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





