پادگرد
کاور حکمت ۳۸ بخش سوم
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۳۸ بخش سوم

۲۳ مهر ۱۴۰۵ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ آنچه از کلام امام علیه السلام استفاده می‌شود: ترسناک‌ترین تنهایی و هولناک‌ترین بی‌کسی، همین حالتِ خودبینی و خودپسندی و خودشیفتگی است؛ چون آدمی را در حصاری از خودش زندانی می‌کند. ظاهرش میان مردم است، اما در باطن تنهاست. دیگر نه صدای کسی را می‌شنود، نه حرفی به دلش می‌نشیند، نه دوستی به جانش راه پیدا می‌کند. وقتی انسان فقط خودش را می‌بیند، کم‌کم همه را از دست می‌دهد؛ و در نهایت، می‌ماند و آیینه‌ای که فقط تصویر او را تکرار می‌کند. این یعنی تنهاییِ پنهان، تنهایی‌ای که کسی نمی‌بیند، اما از هر بی‌کسیِ دیگری سنگین‌تر و ترسناک‌تر است. واژه‌ها: وَ: نیز، همچنین، علاه أَوْحَشَ: ترسناک‌ترین، وحشت‌انگیزترین، هولناک‌ترین الْوَحْشَةِ: تنهایی، بی‌کسی، غربت الْعُجْبُ: خودپسندی، خودبینی، غرور شرح: یک کسی پایش شکسته بود. رفیقش به عیادت رفت. گفت: «بد نباشد.» گفت: «پایم شکست.» پرسید: «چرا؟ چطور؟ چی شد؟» گفت: «آن پله را می‌بینی؟» گفت: «بله.» گفت: «من ندیدم، و چون ندیدم، افتادم؛ و چون افتادم، پایم شکست. و این یعنی ندیدن، موجب افتادن است. و نبینی، می‌افتی. البته گاهی هم به عکس است؛ گاهی ببینی، می‌افتی.» چه چیزی را؟ خود را. خود را دیدن. خود را مبین که رستی؛ چون خودبینی موجب افتادن است. افتادن از چشم خدا و از چشم خلق خدا. چرا؟ چون کسی که خود را دید، دیگران را نمی‌بیند. ممکن است بپرسی: ببیند یا نبیند، چطور می‌شود؟ چون در این صورت، به نظرات و احساسات خود توجه می‌کند و به احساسات و نظرات دیگران توجه نمی‌کند. ممکن است بپرسی: توجه کند یا نکند، چطور می‌شود؟ چون کسی خوشش نمی‌آید از دیده نشدن، از بی‌توجهی؛ در نتیجه، فاصله می‌گیرند. این‌جاست که تنها می‌شود. خدا هم خوشش نمی‌آید و تنهاتر می‌شود. و این‌جاست که تلخ‌ترین و ترسناک‌ترین تنهایی را تجربه می‌کند. از این‌رو فرمودند: «إنّ أوحش الوحشة العُجب» وحشت دو معنا دارد: یک معنای آن ترس است؛ وقتی می‌گویی «وحشت کردم» یعنی ترسیدم. و یک معنای آن هم تنهایی است؛ وقتی که امیرالمؤمنین در خطاب به مردگان گورستان می‌گوید: «یا أهل الوحشة»، یعنی ای مردمان تنها، ای اهالی تنهایی. حال حضرت به هر دو معنا در این کلام خود اشاره دارد و می‌فرماید: «إنّ أوحش»؛ همانا ترسناک‌ترین «الوحشة»؛ تنهایی «العُجب»؛ خودبینی و خودپسندی است. چون آدمی وقتی که خود را دید، فقط مزایا و امتیازات خود را می‌بیند، فقط خوبی‌های خود را می‌بیند، و بدی‌های خود به چشمش نمی‌آید. حتی بدی‌هایش را هم خوبی می‌بیند، از بس به خود نزدیک است. نزدیک شدن‌ها، عیب‌ها را می‌پوشاند و کجی‌ها را راستی می‌نمایاند. ندیده‌ای کسی را که تابلویی بر روی دیوار نصب می‌کند؟ چون به آن تابلو سخت نزدیک است، کجی آن را متوجه نمی‌شود؛ ولی آن‌که دورتر ایستاده است، به‌راحتی کجی آن را متوجه می‌شود. و از طرف دیگر، چون از دیگران فاصله دارد، درست مثل فاصله از تابلو، کجی آن‌ها را به‌خوبی می‌بیند. و از آن‌جا که فقط از خود خوبی می‌بیند و از دیگران بدی، این‌جاست که خود را صد سر و گردن از دیگران برتر و بالاتر می‌بیند؛ البته در ذهن. ولی همین ذهنیت، ناخواسته در رفتار او جلوه و تجلی پیدا می‌کند و منعکس می‌شود و دیگران این احساس را درک می‌کنند. در نتیجه، فاصله می‌گیرند. و در نتیجه، تنها می‌شود. و خدا هم فاصله می‌گیرد. چون خدا روی بندگان خود غیرت دارد. و این‌جاست که تنهاترین می‌شود. حال، علاج کار چیست؟ علاج کار این است که خوبی‌های خود را می‌بینی، خوبی‌های دیگران را هم ببین؛ و بدی‌های دیگران را می‌بینی، بدی‌های خود را هم ببین. اینجاست که خود را «تافته جدا بافته» نمی‌بینی و با خود می‌گویی: دیگران هم خوبی‌هایی دارند مثل من؛ من هم بدی‌هایی دارم مثل آن‌ها. در نتیجه، خود را همسنگ و هم‌تراز می‌بینی، و همجنس: «کند همجنس با همجنس پرواز» و دیگر نه شما کنار می‌کشی، نه دیگران کناره می‌گیرند؛ بلکه در کنار شما قرار می‌گیرند. همچنین خداوند. حالا ممکن است یکی با خود بگوید: «من بدی ندارم که ببینم.» پس معصومی! معصوم پانزدهم! باشد، همین‌طور است که شما می‌گویید. اما هیچ می‌دانی که بدی فقط بدی نیست؟ و کاش چنین بود. هیچ می‌دانی که خوبی نکردن‌هایی هم که می‌توانستی انجام دهی و ندادی، آن‌ها هم بدی است؟ آن‌ها هم ضرر است، زیان است، خسارت است. ببینید، اگر بازرگان خوبی باشید، فعال اقتصادی خوبی باشید و پولی در اختیار شما باشد، اگر آن را به کار نیندازید و از آن بهره‌برداری نکنید، به خودتان ضرر زده‌اید. و همه عقلای عالم، این را زیان می‌دانند و می‌فهمند. یا اگر معدنی داشته باشید و استخراج نکنید، این خود زیان بزرگی است. بر همین اساس، کارهایی که نکردیم در حالی که استعدادش را داشتیم، فرصتش را داشتیم و می‌توانستیم و نکردیم، این‌ها هم ضرر است برای ما، زیان است برای ما، و بدی‌های ماست. حال، شما پیدا کن یکی در عالم که چنین بدی‌هایی در کارنامه خود نداشته باشد! حالا ناله‌های امیرالمؤمنین (ع) را به نظرم خوب متوجه می‌شوی که چرا می‌گفت: «ظَلَمتُ نَفسی» آیا او کار بدی کرده بود؟ نه. پس چرا چنین می‌گفت؟ بله، او به خاطر کارهای کرده ناله نمی‌کرد؛ برای کارهای نکرده ناله می‌کرد. با خودش می‌گفت: می‌توانستم از این هم بهتر باشم، چرا نشدم؟ پس به خود ظلم کردم. چون شما هرچه خوب باشی، می‌توانی خوب‌تر از آن باشی. همان‌طور که هرچه بد باشی، می‌توانی بدتر از آن باشی. نتیجه‌ اینکه: خودبینی، انسان را از دیگران و از خدا دور می‌کند. راه نجات، دیدن واقع‌بینانه‌ی خود در کنار دیگران است: با همه‌ی خوبی‌ها و کاستی‌ها. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. هر شب، یک نکته‌ی مثبت از دیگران بنویس؛ نه برای آن‌ها، برای رشد خودت. ۲. در هر موفقیتت، به‌جای تمرکز بر شایستگی‌هایت، به فرصت‌هایی که دیگران به تو دادند فکر کن. ۳. برای هر اشتباه دیگران، یک ضعف مشابه در خودت جست‌وجو کن. ۴. گاهی از دیگران بازخورد صادقانه بخواه و با تواضع گوش کن. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.