

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ، فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ آنچه از کلام امام علیه السلام استفاده میشود: از دوستی با انسان خسیس دوری کن؛ چون وقتی به او نیاز پیدا میکنی، همان چیز کوچکی را هم که برایت حیاتی است از تو دریغ میکند. خسیس نه تنها مال و داراییاش را نگه میدارد، بلکه محبت، توجه و همراهیاش را نیز به روی تو میبندد. در لحظهای که چشمانتظار کمک او هستی، بیرحمانه دست خالیات میگذارد و نشان میدهد که چنین دوستی ارزشی ندارد. واژهها: وَ: و، همچنین، علاوه بر این إِيَّاكَ: مراقب باش، دوری کن، پرهیز کن وَ: و، همچنین، به علاوه مُصَادَقَةَ: دوستی، رفاقت، همراهی الْبَخِيلِ: خسیس، تنگنظر فَإِنَّهُ: زیرا که او، چراکه او، چون او يَقْعُدُ: مینشیند، فاصله میگیرد، دور میایستد عَنْكَ: از تو، کنار تو، دور تو أَحْوَجَ: نیازمندترین، بیشترین محتاج، شدیداً نیازمند مَا: آنچه، چیزی که، هر آنچه تَكُونُ: هستی، قرار داری، وجود داری إِلَيْهِ: به آن، نسبت به آن شرح: احوال گنج قارون کایام داد بر باد در گوش گل فروخوان تا زر نهان ندارد گل در ابتدا غنچه است و بسته؛ و در نهایت شکفته و باز میشود. و چه آن زمانی که غنچه است و چه آن هنگام که شکفته، درونش مادهای به نام «پرچم» وجود دارد. و کار پرچم، تولید گرده است؛ گردههای ریز و زردرنگ. و گردهها به گونهای هستند که اگر به گلهای دیگر برسند، آن گلها بارور میشوند و در نهایت تبدیل به میوه یا دانه میگردند. و گردهها خودبهخود منتقل نمیشوند و از گلی به گل دیگر نمیرسند، مگر اینکه پای حشراتی در میان باشد؛ مانند زنبورهای عسل یا پروانهها. و برای اینکه زنبورهای عسل و پروانهها این نقلوانتقال را صورت بدهند، گلها بوی خوشی از خود متصاعد میکنند. و از آنجا که زنبورها و پروانهها به بوی خوش علاقهمندند، خود را به گلها میرسانند تا بهره بیشتری از عطر ببرند. و در این میان دست و پای آنها به گردهها آغشته میشود و سپس روی گلها یا شکوفههای دیگر مینشینند تا از عطر بیشتری بهرهمند شوند. و در همین روند، گردهها منتقل میشوند و به مادگی گلها و شکوفهها میرسند. و اینجاست که عمل تلقیح صورت میگیرد و آنها بارور شده و در نهایت تبدیل به میوه یا دانه میشوند. پس، پرچم سرمایهی گل است و چون غالباً زردرنگ است ـ و زرد هم همرنگ زر (طلا) ـ حافظ آن را به طلا تشبیه کرده است. و از آنجا که وقتی گل بهصورت غنچه است، این طلای خود را پنهان کرده و در اختیار گلی دیگر قرار نمیدهد، او را به یک بخیل تشبیه میکنند. و نقطه مقابل آن، گلی است که شکفته و باز شده و زرهای خود را کف دست دارد و سخاوتمندانه نثار زنبورها و پروانهها میکند؛ او را به انسان سخاوتمند (سخی) تشبیه کردهاست. و میگوید: از قول من برو و در گوش غنچه آهسته بخوان و بگو که پیش از تو کسی بود به نام قارون، و قارون آنقدر از این دست طلاها در گنج و گنجینههای خود داشت که کلید آن گنجها را مرکبها باید حمل میکردند. اما چون بخیل و ممسک بود و همه را برای خود میخواست، همه بر باد شد. پس عبرت بگیر و پا جای پای او نگذار: احوال گنج قارون کایام داد بر باد در گوش گل فروخوان تا زر نهان ندارد حال، در نگاه وجود نازنین امیرالمؤمنین علیهالسلام، آدمها همچون گلاند؛ و همچون گلها، پارهای غنچهاند و پارهای شکفته. و آدمهای بخیل، غنچهاند؛ و آدمهای سخاوتمند، گلهای شکفته. و در ساعات پایانی عمر شریف خود، به وجود نازنین امام حسن مجتبی علیهالسلام فرمود: پسرم، اگر میخواهی با کسی طرح رفاقت بریزی، مراقب باش غنچه نباشد! با غنچهها، یعنی بخیلها، رفاقت نکن. یعنی با کسی رفیق باش که مثل گل، شکفته و دست و دلباز باشد؛ بریزد و بپاشد و چرتکه نیندازد. وَإِیَّاکَ وَمُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ؛ پسرم! فاصله بگیر و بپرهیز از دوستی با آدمی که غنچه است؛ یعنی بخیل. با غنچهها رفاقت نکن. چرا؟! چون تا داری، دور تو هستند و وقتی نداری، از تو دور میشوند. تا داری، در کنار تواند و وقتی نداری، از تو کناره میگیرند. و در کنارهگیری خود، رنج مضاعفی بر تو تحمیل خواهند کرد. چون در این صورت، تو دو رنج داری: یکی رنج نداری و دیگری رنج ندادی. و این دومی، بسیار دردناکتر است؛ چون روحی و روانیست و روانت را بههم میریزد. چون میبیند و میداند که تو سخت حاجتمندی، اما نشسته است و هیچ قدم بر نمی دارد و اقدامی نمیکند، در حالیکه شدت نیاز تو را میفهمد، و میفهمد که چیزی نمانده است تا به میلههای زندان برسی، اما باز هم حرکتی نمیکند. فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ؛ این جمله در اصل چنین بوده است: فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ مَا تَکُونُ أَحْوَجَ إِلَیْهِ یعنی او جدیجدی مینشیند و حرکتی نمیکند؛ اقدامی نسبت به تو نمینماید، درست همانزمان که تو بیش از همیشه نیازمندی. و برای اینکه حضرت شدت حاجت را نشان دهد، طبق قاعده عرب، کلمات را جابهجا کرده و فرمود: أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ؛ و با این جابهجایی، شدت نیاز را نشان داد؛ و رساند که حتی در شدیدترین حالت نیاز هم، او حاضر نیست قدمی برای تو بردارد. نتیجه اینکه: آدم بخیل، در تنگناهای زندگی، تو را تنها میگذارد و هیچ دستگیری نمیکند. در حالیکه آدم سخاوتمند، همچون گل شکفته، دیگران را از داراییهای خود بهرهمند میسازد. پس در دوستی و رفاقت، سراغ انسانهای دستودلباز برو، نه غنچهها یعنی آدم های بخیل. برای پیادهسازی این حکمت در زندگی: ۱. پیش از رفاقت، رفتار مالی و عاطفی طرف مقابل را بررسی کن. ۲. در تعامل با دیگران، دنبال نشانههای سخاوت یا بخل باش، مخصوصاً در موقعیتهای ساده. ۳. اگر کسی را دیدی که فقط در روزهای خوشی با توست، در سختیها روی او حساب نکن. ۴. خودت هم تلاش کن گل شکفته باشی؛ بوی خوبی از تو متصاعد شود تا دلها را جذب کنی. ۵. معیار رفاقت را روی سود متقابل نگذار، بلکه بر اساس انسانیت و دستگیری بنا کن. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





