پادگرد
کاور حکمت ۳۶
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۳۶

۱۹ مهر ۱۴۰۵ · 10 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ، أَسَاءَ الْعَمَلَ امیر گلها که درود خدا بر او باد فرمود: کسی که آرزوهای دور و دراز در دل می‌پرورد، عملش بد می‌شود، بی‌مایه می‌شود، تهی می‌شود. واژه‌ها: من: هر کسی، آن‌که، فردی که أَطَالَ: طولانی کرد، دراز نمود، ادامه داد الْأَمَلَ: آرزو، امید بلند، خواسته‌های دور و دراز أَسَاءَ: بد کرد، خراب کرد، تباه ساخت الْعَمَلَ: عمل، رفتار، کار و تلاش شرح: سعدی می‌گوید: بازرگانی را دیدم که ۱۵۰ شتر زیر بار داشت و ۴۰ بنده خدمتکار. شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش برد. می‌گوید در جزیره کیش بودم که در آن زمان محل تجارت و تردد تجار بود. تاجری دیدم که کلی کالا داشت به حدی که ۱۵۰ شتر آنها را حمل می‌کردند و یک عالمه هم خدم و حشم داشت. او از من خواست که به محل اقامت او بروم و رفتم. او در آن شب یک‌ریز و یک‌نفس حرف زد و حرف‌ها هم همه از جنس آرزو بود؛ آرزوهایش را یکی‌یکی بازگو می‌کرد. گاهی گفتی خاطر اسکندریه را دارم که هوایی خوش است و گاهی گفتی نه که دریای مغرب مشوش است. گاهی می‌گفت که می‌خواهم بروم شهر اسکندریه، ساحل دریای مدیترانه، که بسیار خوش آب و هواست، و گاهی هم می‌گفت نه چون غرب دریای مدیترانه هوا آشفته است، خطرناک است. و گفتی: سعدیا، سفری در پیش دارم که اگر کرده شود، بقیه عمر به گوشه‌ای بنشینم و قناعت گزینم. گفتم: آن کدام سفر است؟ گفت: گوگرد فارسی را خواهم بردن به چین و کاسه چینی به روم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه حلبی به یمن و برد یمانی به فارس. و بعدش هم ترک تجارت می‌کنم و می‌نشینم یک گوشه‌ای به قناعت و مثلاً به عبادت و مانند این‌ها. یعنی چه؟ یعنی اکنون فرصت چنین کارهایی را ندارم. یعنی همه چیز را موکول کرده بود به آینده‌ای که شاید هرگز نیاید، آینده‌ای که فقط در خیال او وجود داشت. و این یعنی همان کلام امیرالمؤمنین که فرمود: مَن أَطالَ الأَمَلَ أَساءَ العَمَلَ؛ هر کس که آرزو را دراز کند و آرزو روی آرزو در سر داشته باشد، نمی‌تواند به عمل بپردازد و عمل خود را ضایع و خراب خواهد ساخت. یعنی آرزوهای طولانی، انسان را از عمل بازمی‌دارد. یعنی فرصت نمی‌کند گوشه‌ای بنشیند، چهار خط قرآن بخواند، چهار رکعت نماز بخواند، چهار دقیقه با خداوند نجوا و مناجات کند. نه مسجدی، نه سجاده‌ای، نه سجده‌ای، نه هیئتی، نه زیارتی، هیچ و هیچ. به همین خاطر در روایات بسیار تأکید شده است که آرزوهای خود را کوتاه کنید. تا جایی که امیرالمؤمنین ع فرمود حتی آرزوی فردا را هم نداشته باشید. و نگویید فردا؛ به قول فردوسی: چو فردا شود، فکر فردا کنیم. و به قول پروین: ای دل، عبث مخور غم دنیا را فکرت مکن نیامده فردا را. یعنی نگرانی برای روزی که نیامده، تو را از امروز غافل می‌کند. امیرالمؤمنین ع فرمود: مَنْ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ غَداً فَإِنَّهُ يَأْمُلُ أَنْ يَعِيشَ أَبَداً؛ هر کسی آرزو داشته باشد که فردا هست و زندگی می‌کند، او کسی است که فکر می‌کند برای همیشه می‌ماند. چرا؟ چون کسی که امروز گفت "فردا"، فردا هم خواهد گفت "فردا". این هفته گفت " هفته بعد "، هفته بعد هم خواهد گفت "هفته بعد". امسال گفت "سال بعد "، سال دیگر هم خواهد گفت "سال بعد". پس فکر می‌کند ابدی است؛ در نتیجه، فکری نخواهد کرد. و چون فکر نمی‌کند، قدمی هم برنمی‌دارد. بر همین اساس امیرالمؤمنین ع فرمود حتی امید فردا را هم نداشته باش، پیامبر که سنگین‌تر از او فرمود. فرمود: به جان او که جانم در کف اوست، پلک‌هایم را به هم نمی‌آورم مگر اینکه امید ندارم دوباره بگشایم، و پلک‌هایم را نمی‌گشایم مگر اینکه امید ندارم دوباره ببندم. لقمه‌ای در دهان نمی‌نهم مگر اینکه امید ندارم فرو ببرم. یعنی پیامبر اکرم با تمام وجود لحظه را زندگی می‌کرد. حالا ممکن است شما بگویید پس آینده چه می‌شود؟ آینده‌نگری چه می‌شود؟ آینده در نگاه قرآن کریم یعنی قیامت. لذا قرآن کریم وصف "آتیه" را به قیامت می‌دهد و به قیامت می‌گوید "آتیه". پس آینده‌نگری یعنی به قیامت اندیشیدن. یعنی آینده‌نگری واقعی، فکر کردن به نتیجه اعمال و سرنوشت ابدی انسان است. و کسی که به قیامت بیندیشد، دو اتفاق در زندگی‌اش خواهد افتاد: اول اینکه آرزوهایش کوتاه خواهد شد. دوم اینکه عمل‌هایش طولانی. و این حقیقتی است که امیرالمؤمنین ع به آن اشاره داشت و فرمود: مَنْ أَيْقَنَ أَنَّهُ يُفَارِقُ اَلْأَحْبَابَ وَ يَسْكُنُ اَلتُّرَابَ وَ يُوَاجِهُ اَلْحِسَابَ وَ يَسْتَغْنِي عَمَّا خَلَّفَ وَ يَفْتَقِرُ إِلَی‌ مَا قَدَّمَ، كَانَ حَرِيّاً بِقِصَرِ اَلْأَمَلِ وَ طُولِ اَلْعَمَلِ؛ یعنی هر کس باور داشته باشد که روزی از عزیزان خود جدا می‌شود و خاک‌نشین خواهد شد و با حساب و کتاب مواجه می‌شود و بی‌نیاز می‌شود از آنچه پشت سر داشته و نیازمند می‌شود به آنچه از پیش فرستاده است، چنین کسی سزاوار است که آرزوهایش را کوتاه و عمل‌هایش را طولانی کند و فراوان و بسیار. چنین انسانی عاقلانه و هوشمندانه زندگی می‌کند. پس آدمی وقتی که قیامت را دید، آرزویش کوتاه می‌شود. و آرزویش که کوتاه شد، عملش بسیار می شود. و عملش که بسیار شد، نه تنها آخرتش ساخته می‌شود، که دنیای او هم ساخته می‌شود؛ چون تمام تمرکز او روی لحظه حال و اکنون است. چون توجه به اکنون، همان چیزی است که آینده را می‌سازد. چون همین اکنون‌هاست که آینده را می‌سازند. پس اکنون را دیدن عین آینده‌نگری‌ست، چون «اکنونِ درست» یعنی «آینده‌ی درخشان». کسانی که فکر می‌کنند آینده‌نگری یعنی فقط برنامه‌ریزی یا فکر کردن به آینده، اشتباه می‌کنند. آینده‌نگر واقعی کسی است که اکنون را با دقت، توجه و تعهد زندگی می‌کند، چون این همان چیزی است که آینده را می‌سازد. زندگی اصیل، در همین لحظه شکل می‌گیرد. و این یعنی شما وقتی که نماز می‌خوانی، واقعاً نماز بخوانی و در نماز حضور داشته باشی و تمام توجه و تمرکزت به نماز باشد. و همین آینده معنوی تو را می‌سازد، و برزخ و قیامتت را آباد می‌کند. و وقتی بر سفره‌ای، واقعاً بر سفره باشی و تمام توجهت به غذایی باشد که میل می‌کنی؛ به رنگ غذا، به طعم غذا، به عطر غذا، به خوب جویدن غذا، به کیفیت غذا، به کمیت غذا، و همین سلامت آینده شما را تضمین و تأمین می‌کند. چون این توجه به غذا، هم گوارش را بهتر می‌کند، هم کم‌خوری به بار می‌آورد و پرخوری نمی‌کنی، هم باعث می‌شود بدنت سالم بماند و آینده‌ات هم سلامت باشد. و وقتی کتاب می‌خوانی، واقعاً کتاب بخوانی. یعنی صرفاً نگاه کردن به خطوط کتاب کافی نیست، بلکه ذهن نیز باید همگام با چشم درگیر باشد. و آن‌چه می‌خوانی را باید درک کنی، و از مطالعه لذت ببری و درباره‌ی آن تأمل کنی. در غیر این صورت، ممکن است ساعت‌ها مطالعه کنی، اما هیچ مطلبی در ذهن شما باقی نماند. و وقتی خدمت می‌کنی، واقعاً خدمت کنی. آنگاه خواهی دید که آینده، خود به خود خواهد آمد و ساخته خواهد شد، بی آنکه لحظه‌ای حتی پیرامون آن فکر کرده باشی. آینده، پاداشِ زندگیِ درست در اکنون است. نتیجه‌ اینکه: کسی که آرزوهای دور و دراز را کوتاه کند، فرصت زیستن در لحظه حال را می‌یابد؛ و کسی که در اکنون زندگی کند، آینده‌ای روشن خواهد ساخت، بی‌آنکه اسیر خیالات و غفلت‌ها شود. برای پیاده‌سازی این حکمت در زندگی: ۱. هر روز را آخرین روز خود بدان. ۲. کارهای مهم را به تعویق نینداز. ۳. هنگام انجام هر کاری، در همان لحظه باش. ۴. با مرگ انس بگیر، نه از روی ترس بلکه برای رشد. ۵. برای قیامت برنامه‌ریزی کن. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.