پادگرد
کاور حکمت ۳۴
شرح نهج البلاغه - محمدرضا رنجبر

حکمت ۳۴

۱۷ مهر ۱۴۰۵ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

وَ قَالَ (علیه السلام): أَشْرَفُ الْغِنَى، تَرْكُ الْمُنَى. امیر گل‌ها که درود خدا بر او باد فرمود: والاترین توانگری آن است که دل از خواستن‌های بی‌حساب برداری. واژه‌ها: أَشْرَفُ: شریف‌ترین، والاترین، برترین الْغِنَى: بی‌نیازی، توانگری، دارایی‌درونی تَرْكُ: ترک‌کردن، رهاساختن، دل‌کندن الْمُنَى: آرزوها، خواسته‌های‌دورودراز، امیدهای‌بلندپروازانه شرح: شما فتیله یک فانوس را اگر بالا و بالاتر بکشید، روشن‌تر نمی‌شود؛ بلکه دود و دَم ایجاد می‌کند و در نتیجه، همه‌جا را تیره و تار می‌سازد و نفس‌گیر می‌شود، طوری‌که نفس آدمی را هم می‌گیرد. اگر هم خیلی پایین بکشید، باز تاریک می‌ماند. فتیله باید به‌اندازه باشد؛ نه بالای بالا و نه پایینِ پایین. یعنی نه افراط و نه تفریط، بلکه اعتدال. آرزوها در زندگی آدمی درست نقش فتیله را دارند. اگر فتیله‌ی آرزوها خیلی پایین باشد، یعنی شما آرزوی چندانی نداشته باشید، می‌شود یأس، ناامیدی، دل‌زدگی، و این یأس زندگی‌تان را تیره و تار خواهد کرد. انرژی حیات را از شما خواهد گرفت. اگر هم بیش از اندازه باشد، می‌شود طمع، می‌شود ولع، می‌شود حرص، آز، زیاده‌خواهی، که روزگار شما را سیاه خواهد کرد و آرامش را از شما خواهد ربود. این است که مولانا می‌گفت: آرزو می‌خواه لیک اندازه خواه یعنی آرزو داشته باش، اما به‌اندازه، به حد و مرز، با قناعت و تعادل. و آرزوی به‌اندازه یعنی آرزویی که دور و دراز نباشد، بلندپروازانه اما بی‌حساب و کتاب نباشد، غیرواقع‌بینانه نباشد. پس باید چنین آرزوهایی را ترک کرد، یعنی آن آرزوهای بی‌پایان و غیرواقعی را. چرا؟ چون آرزوهای دور و دراز، آدمی را به آینده پرتاب می‌کند، او را از اکنون، از لحظه‌ی جاری و زنده جدا می‌سازد. ممکن است بگویی: چه اشکالی دارد؟ چه ایرادی دارد آدم آرزوی دور و دراز داشته باشد؟ اشکالش این است که تو را از زمان حال غافل و دور می‌کند، چشم تو را از امروز می‌بندد، و از لذت لحظه‌ی حال محروم می‌سازد، از شادی اکنون بی‌بهره می‌کند. و این، معامله‌ای‌ست دو سرِ زیان: نه به آینده می‌رسی و نه لذت لحظه‌ی حال را درک می‌کنی. مثلاً با خود می‌گویی: «من از ماه آینده به باشگاه می‌روم، ورزش می‌کنم، و سلامت می‌شوم.» خُب، همین حالا بلند شو و چند قدم راه برو، پیاده‌روی کن، نرمش کن، که با خود لذت و نشاط به همراه دارد، و حال خوب به تو می‌دهد، و همین چند قدم تو را به باشگاه، به آن هدف نهایی اتفاقاً نزدیک‌تر می‌کند. وگرنه این لذت را از دست می‌دهی و به باشگاه هم نخواهی رسید. فقط یک آرزو روی کاغذ یا در ذهن می‌ماند. یا می‌گویی: «از ماه آینده رژیم می‌گیرم، سبک می‌شوم، سالم می‌شوم.» بعد می‌نشینی پای سفره و چیزی در سفره باقی نمی‌گذاری! خُب، همین حالا چند لقمه کمتر بخور؛ در نتیجه سبک‌تر، آرام‌تر، و در نتیجه پرانرژی‌تر خواهی بود. اتفاقاً همین تو را به آن رژیم نزدیک‌تر می‌کند. یعنی با اقدام کوچکِ حال، به هدف بزرگِ آینده نزدیک می‌شوی. آرزو باید درست مثل چراغ ماشین باشد. چراغ ماشین آن دورهای دور را روشن نمی‌کند، بلکه محدوده‌ی محدودی پیش روی شما را روشن می‌سازد؛ یک شعاع ۳۰ یا ۴۰ متری را. نه کیلومترها جلوتر را. اما اگر با همین روشنایی محدود حرکت کنی، اگر از همین روشنی اندک بهره ببری، تا نامحدود می‌توانی پیش بروی. یعنی مسیر بی‌پایان را با نور محدود طی می‌کنی. اینجاست که آرزوهای کوتاه‌مدت و قابل دسترس ارزشمند می‌شوند. آرزوهایی که بتوانی امروز برایشان قدمی برداری. پس در حقیقت آرزوهای محدود و کوچک، آدمی را به راه می‌اندازند؛ چون زودبازده‌اند، سریع‌تر نتیجه می‌دهند، تحقق‌پذیرند، در نتیجه مشوق و محرکند برای دستیابی به آرزوهای بزرگ‌تر و بلندمدت‌تر. از این گذشته، ذات آرزو های بزرگ، و اصل و طبیعت آرزوهای بزرگ، آدمی را نیازمند می‌کند، در درون انسان طلب و حرص ایجاد می‌کند. و نیازمندی، و محتاج بودن، موجب می‌شود که آدمی دست خود را دراز کند یا دست‌درازی نماید. یعنی یا به دیگران وابسته شود، یا از مرزهای اخلاقی عبور کند. و دست دراز کردن یا دست‌درازی نمودن، پس، شرافت آدمی را از او خواهد گرفت، و عزت‌نفس را نابود می‌کند. مثلاً شما آرزوی داشتن یک ویلا در شمال را در سر می‌پرورانید. این آرزو در شما نیاز و طلب ایجاد می‌کند، اشتیاق بی‌حد می‌آورد. و برای دستیابی به آن یا دستت را به‌سوی این و آن دراز می‌کنی، خواهش می‌کنی، التماس می‌کنی، یا حتی دست‌درازی می‌کنی و به حرام، مالی را بالا می‌کشی، و از مسیر درست منحرف می‌شوی. و همین، شرافت تو را از تو خواهد گرفت. انسانیت را از تو خواهد ستاند. ... کانال تفسیر قرآن کریم : https://castbox.fm/ch/4548650 کانال تفسیر گزیده (۶۰۴ روز با قرآن) : https://castbox.fm/ch/5687188 امام زمان (عج) : https://castbox.fm/ch/4828360 کانال شرح گلستان سعدی : https://castbox.fm/ch/4757516 کانال شرح اشعار سعدی : https://castbox.fm/ch/4748332 ...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.